25 / 1 / 1381 يكشنبه درس شمارهء ( 417 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در اين جلسه ابتدا ساير رواياتى كه مرحوم نراقى براى اثبات ولايت اب و جد بر مجنونى كه جنونش پس از بلوغ به او عارض گشته ، به آنها استدلال كرده را نقل و دلالت آنها را بررسى مىكنيم . سپس در استدلال مرحوم آقاى خويى به سيره مناقشه كرده ، آنگاه با نقل فتاواى فقها و با توجه به اينكه قول به تفصيل از زمان محقق ثانى به بعد مورد فتواى برخى قرار گرفته ، اجماع قدما را بر ولايت اب و جد على الاطلاق قريب به واقع مىدانيم و سرانجام به بررسى حكم ولايت بالغهء رشيدهاى كه ثيبه باشد پرداخته و استقلال او را به حسب روايات و اتفاق فقها اختيار كرده و استيذان از پدرش را از آداب مستحبه خواهيم دانست .
* * * در درس گذشته گفتيم برخى همچون مرحوم نراقى دليل ولايت اب و جد در امر مجنونى كه جنونش پس از بلوغ به او عارض گشته صرف نظر از اجماع و استصحاب ، عموم روايات متعددهاى دانستهاند كه ما برخى از آنها را بررسى و مناقشهء خويش را بر آن ذكر كرديم . اكنون به بررسى روايات ديگرى كه ايشان به آن تمسك جسته مىپردازيم .
الف ) رواياتى كه مرحوم نراقى به آن تمسك كرده است :
1 ) از جملهء آنها ، رواياتى است كه در تفسير آيهء
« إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ »
« 1 » وارد شده و به نظر ما استدلال به آنها تمام است مانند روايت ابو بصير و
هامش
( 1 ) البقرة 237 .