تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3831

مساهمون:

ص٣٨٣١

روايات مثبته ولايت برادر

روايات بسيار متعددى - كه بعضى از آنها صحيح السند هم هستند - در بيان « من
بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ »
وارد شده است . در اين روايات سائل مىپرسد اولياء دخترى كه اختيار نكاح خود را ندارند چه كسانى هستند ؟ حضرت مىفرمايند اولياء عقد پدر و برادر و وصى و . . . هستند مانند : صحيحهء ابى بصير و محمد بن مسلم كلاهما عن ابى جعفر عليه السلام قال سألت ابا جعفر عليه السلام عن الذي بيده عقد النكاح . قال : هو الاب و الأخ و الموصى اليه و الذي يجوز امره فى مال المرأة من قرابتها فيبيع لها و يشترى . . . » « 1 » اين روايات متعدد كه در بين آنها صحاح و غير صحاح هست ولايت برادر بر دخترى كه خود اختيار ندارد - مانند صغيره - را اثبات مىكند و منافاتى با روايات سابق ندارد . چون آن روايات مىفرمود ، برادر بر خواهر كبيرهء خود ولايت ندارد و اين روايات ولايت برادر بر خواهر صغيره را اثبات مىكند . ولى در عين حال به نظر مىرسد كه استدلال به اين روايات تمام نباشد چون اجماع مسلمين من الامامية و العامة بر نفى ولايت برادر قائم است ، به قرينه اين اجماع بايد روايات مثبته را تأويل كرد ، بهترين محمل اين روايات اين است كه بگوييم اينها ناظر به مواردى هستند كه برادر يك نحوه وكالتى از خواهر خود دارد ، چون در مورد بسيارى از دختران برادر بزرگشان با وكالت عملًا متصدى امور آنها هستند . و روايت ناظر به اين موارد متعارف است و عقد چنين برادرانى معتبر دانسته شده است و علاوه بر عرفى بودن اين حمل ، روايت اسحاق به عمار نيز شاهد اين جمع است : عياشى فى تفسيره عن اسحاق بن عمار قال سألت جعفر بن محمد عليهما السلام عن قول الله عزّ و جلّ :
« إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ »
قال : المرأة تعفو عن نصف الصداق . قلت :
« أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ
هامش
( 1 ) جامع الاحاديث 25 / 204 ، باب 54 از ابواب التزويج ، ح 2 و سائر احاديث باب . وسائل الشيعة 20 / 283 ، باب 8 از ابواب سابق ، ح 5 .