ولى در باب نكاح چون هدف شخص اين است كه بتواند متمتع شود و نفس زوجه بودن هدف متعارف عقلاء نيست لذا اگر نهى از نكاح يعنى با اين نكاح نمىتوانى متمتع بشوى و در مورد آيهء شريفهء
« وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ »
نيز مىتوانيم بگوييم معناى آيه اين است كه نكاح نكنيد كه با اين نكاح به هدفتان - كه تمتع است - نمىرسيد امّا اين كه مجرّد اجراء صيغه نكاح بما هو هو منهى باشد از اين آيهء شريفه استفاده نمىشود .
خلاصه اينكه به نظر ما مراد از
« حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ . . . »
حرمت تمتع است يعنى از اين افراد و لو با ازدواج يا تملك نمىتوان تمتع جنسى برد . نسبت به فقرهء
« وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ »
معناى آيه اين است كه « حرمت عليكم ان تجمعوا بين الاختين فى التمتع » « 1 »
بلى چون منفعت متعارف و مورد نظر در باب ازدواج ، تمتعات جنسى است لذا از حرمت تمتع مىتوان بالملازمة العرفية بطلان ازدواج را فهميد زيرا اگر بگويند تو هيچ گونه تمتعى از اين زن و لو با عقد نمىتوانى ببرى ، به معناى بطلان آن عقد است . و لذا بطلان تملك را از آن نمىتوان فهميد زيرا منفعت متعارف و مقصود در باب تملك ، تنها تمتع جنسى نيست بلكه آنها را براى خدمت كارى و كمك گرفتن هم مىخريدند ، لذا ممكن است تمتع از بعضى مانند عمه و خاله حرام ولى تملكش براى خدمتكارى جايز باشد .
نتيجه اينكه به نظر ما آيهء شريفه بالمطابقه بر حرمت تمتعات و بالملازمة العرفية بر بطلان عقد بر اصناف مذكوره دلالت مىكند نه بر حرمت ازدواج با آنها يا حرمت جامع بين ازدواج و تمتع .
هامش
( 1 ) هرگاه بگويند از شيئى محروم هستى ، يعنى از منافع متعارف آن و انتفاعات مقصودهء آن محروم هستى و مصداق منافع متعارف در موارد مختلف است و در هر موردى امرى متناسب با آن چيز است . مثلًا محروميت از لباس غذا يا مسكن به معناى محروميت از پوشيدن و خوردن و سكنى در آنها است و هرگاه گفته شود از زنى محروم هستى ، مراد محروميت از تمتع از اوست . لذا اسناد تحريم به ذوات مذكوره در آيهء شريفه با اين مصحح عرفى ، بدون تقدير گرفتن كلمهاى صحيح است .