ليكن نتيجهء فرمايش ايشان اين است كه معمول اشخاص كه اولاد پدر يا مادر هستند اطلاق اولاد نسبى به اينها صحيح نباشد به خاطر اينكه اينها هم اتصال نسبى دارند و هم شير خوردهاند و اولاد نسبى به كسى مىگويند كه أصلًا از مادر شير نخورده باشد . ايشان اولاد نسبى را منحصر مىكنند به صورتى كه أصلًا شير از مادر نخورده باشد يا آنكه افراد معمولى هم اولاد نسبى پدر و مادرشان هستند و هم شير خوردهاند ، پس لازم مىآيد مرحوم سيد متعرض فرد نادر شده باشد اما فرد شايع را ذكر نكرده باشد . با آنكه فرد شايع آن است كه هم ارتباط نسبى دارد و هم شير خورده است . تعريف صحيح اولاد نسبى اين است كه شخص ارتباط نسبى داشته باشد و متولد از شخص باشد ، از آن مادر شير خورده باشد يا نه .
به هر حال توجيه كلام مرحوم سيد رحمه الله همان توجيه مرحوم آقاى بروجردى است . ليكن مرحوم سيد در چاپ بعد ديده كه اين توجيه براى عبارت تكلّف و درد سر دارد لذا در چاپ بعد كلمهء مختلفتين را حذف كرده است « 1 » ، چون ظاهر نسبيتين او رضاعيتين اين است كه اخوت دو خواهر به رضاع يا به نسب باشد ( نه اين كه اتصال آنها به قدر مشترك با رضاع يا نسب باشد ) لذا قسم سوّم به عنوان « مختلفتين تصوير نمىشود .
5 ) توجيه سوم براى « مختلفتين » و نقد آن :
در مسافرتى كه به زنجان رفته بودم يكى از علماء زنجان مطلبى را ادّعا كرد كه به نظرم رسيد اشكال دارد . در مورد اين توجيه نخست بايد دانست كه گاهى كلماتى در كتابها از روى سهو يا غفلت مقدم يا مؤخر مىشود كه منشأ آن اين است كه كلمه اى
هامش
اختيّتها بالرضاعة و لا بالنسب بل بهما على الاختلاف .
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) البته بهتر بود تنها به حذف اين كلمه اكتفاء نمىشد بلكه عبارت به شكل « رضاعاً او نسباً » تبديل .