25 / 8 / 1379 چهارشنبه درس شمارهء ( 259 ) كتاب النكاح / سال سوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
بحث در مسأله آخر فصل مربوط به تزويج در حال احرام بود . در اين جلسه ، مسأله اول و مسأله هشتم عروه را بررسى مىكنيم . بحث عمده مسأله اول در اين فرع است كه اگر مُحلّى براى مُحلّ ديگرى عقدى خواند ، آيا معقود له پس از محرم شدن مىتواند عقد قبلى را اجازه بدهد ؟ بحث عمدهء مسأله هشتم در اين فرع است كه اگر محلى براى محرمى فضولتاً عقدى خواند ، آيا معقود له پس از خروج از احرام مىتواند عقد فضولى را اجازه كند ؟
براى بررسى مسأله ، نگاهى مىكنيم به مبانى چهارگانه كشف حقيقى و كشف انقلابى و كشف حكمى و نقل در حقيقت اجازه و بر اساس مبانى مختلف اين دو مسأله را بررسى مىكنيم ان شاء اللّه تعالى .
* * *
[ در مورد عقد فضولى يا اجازهاى كه در حال احرام واقع مىشود دو مسأله مطرح شده ]
متن عروة :
« لا يجوز للمحرم ان يتزوج امرأة محرمة او محلّة . . . كذا لو كان باجازة عقد الفضولى الواقع حال الاحرام او قبله مع كونها حاله بناء على النقل بل على الكشف الحكمى بل الاحوط مطلقاً و لا اشكال فى بطلان النكاح فى الصور المذكورة »
در مورد عقد فضولى يا اجازهاى كه در حال احرام واقع مىشود دو مسأله مطرح شده ، يكى اينجا و يكى در مسأله هشتم باب و چون اين دو مسأله با يكديگر مرتبط است ما اين دو مسأله را يك جا مطرح مىكنيم .
مسأله اول : آيا شخص مىتواند در حال احرام عقد فضولى را اجازه بدهد ؟
و اين