باشد كه در حال احرام نكاح كرده است ، بلكه مرجع ضمير ممكن است مطلق محرم باشد ، در نتيجه امام « عليه السلام » در اين روايت بطلان نكاح محرم را بيان مىكنند ، همانند روايات مشابهى كه بر اين امر دلالت دارد ، ولى حال اگر كسى در حال احرام عقد كند آيا اين عقد حرمت ابد مىآورد يا نمىآورد يا تفصيلى در مسأله هست ؟ به اين گونه امور ناظر نيست .
ان قلت : اگر مرجع ضمير نكاحه ، مطلق محرم باشد ، پس چرا قيد " حتى يحل " هم اضافه شده است ؟ ذكر اين قيد در اين صورت لغو است .
قلت : محرّمات احرام به تدريج حلال مىگردند ، مثلًا با حلق يا تقصير در حج ، تمام محرمات به جزء زن و طيب حلال شده ، و با سعى ، طيب حلال مىشود و پس از نماز طواف نساء زن ، نيز حلال مىشود ، آوردن قيد " حتى يحل " مىتواند اشاره به اين نكته باشد كه تا احرام و لو فى الجمله نيز باقى باشد ، بطلان عقد در كار است ، و در مراحل تحلّل قبلى ، صحّت عقد محرم تحقق نمىيابد .
3 ) تأييد كلام صاحب ذخيره با دو تقريب از استاد - مد ظلّه - :
تقريب اوّل :
مراد از كلمه نكاحه نمىتواند نكاح واقع شده خاصّ باشد ، چنانچه در نگاه نخست به نظر مىآيد و تعبير " يخلّى سبيلها " هم كه قبل از آن آمده ، ناظر به همين معنا مىباشد . علت اين كه مراد از " نكاحه " ، نكاح واقع شده ، نيست اين است كه بطلان نكاح واقع شده ، اختصاصى به حال احرام ندارد ، بلكه اين بطلان ابدى است و اگر حرمت ابد هم قائل نشويم و مرد بتواند زن را بگيرد با نكاح جديد زوجيّت متحقق مىشود نه با نكاح سابق .
پس ، از قيد " حتى يحل " مىفهميم كه مراد از « نكاحه » مطلق نكاح محرم است .
ان قلت : بطلان مطلق نكاح محرم ، هم ابدى است و اختصاص به حال احرام ندارد .
قلت : مراد از محرم در روايت مىتواند ذات محرم باشد ، همچنان كه در منطق مىخوانيم " الكاتب مادام كاتبا متحرك الاصابع " مراد از كاتب در موضوع اين قضيه