18 / 8 / 1379 چهار شنبه درس شمارهء ( 255 ) كتاب النكاح / سال سوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسات گذشته ، بحث اين بود كه در چه صورتى تزويج حال الاحرام موجب حرمت ابد مىشود ، اقوال علماء و روايات مسأله را مطرح كرده ، دربارهء سند روايات و نحوهء جمع بين روايات بحث كرديم ، تا به كلام مرحوم آقاى حاج شيخ عبد لكريم حائرى « قدس سرّه » رسيديم .
در اين جلسه ، بررسى كلمات مرحوم حاج شيخ عبد لكريم حائرى را دنبال مىكنيم و چند نكتهء فقهى و اصولى و رجالى را در مورد بيانات ايشان متذكر مىشويم .
در ادامهء بحث جلسهء گذشته ، در مورد محرِّم بودن تزويج حال الاحرام ، نقاط قابل بحث در كلام مرحوم حاج شيخ را بررسى مىكنيم :
* * *
1 ) حمل مطلق بر فرد نادر :
مرحوم حاج شيخ فرمود : روايات دالّ بر حرمت ابد را نمىتوان بر فرض علم حمل كرد ، چون حمل مطلق بر فرد نادر پيش مىآيد . در جلسهء قبل ، به اين ادّعا پاسخ داديم و گفتيم مشهور علماء همين را جمعاً بين الادلّه قائل شدهاند و اشكال حمل مطلق بر فرد نادر هم پيش نمىآيد .
2 ) رجوع به عامّ كتاب پس از تعارض و تساقط روايات :
ايشان فرمودهاند : در تأييد نظر مشهور مىتوانيم بگوييم : پس از آن كه روايات مثبت حرمت ابد و روايات نافى حرمت ابد تعارض كردند و تساقط نمودند ، رجوع به عامّ فوق مىكنيم كه عموم آيهء
« أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ »
است . البته صورت علم با