تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2214

مساهمون:

ص٢٢١٤
مىگويد : من ولج ( ولع خ . ل ) من لاط . . . شيخ مفيد « رحمه الله » در العويص مىگويد : ان اوقب بابنها او أبيها او اخيها يحرم نكاحها عليه باجماع آل الرسول « عليهما السلام » و در مقنعه مىگويد : من فجر بغلام . . . شيخ طوسى « رحمه الله » نيز در خلاف به لفظ « من » گفته و ادعاى اجماع كرده است ، سيد مرتضى « رحمه الله » در انتصار مىگويد : من لاط بغلام . . . و دعواى اجماع نيز كرده ، در ناصريات نيز به لفظ « من » آورده . ابن ادريس « رحمه الله » نيز همين تعبير را كرده ، ابن زهره « رحمه الله » در غنيه مىگويد : يحرم على ام الغلام الموقب ممن لاط به . تنها مهذب الدين نيلى « رحمه الله » در نزهة الناظر به لفظ « رجل » تعبير نموده ، اما بقيه فقهاء همه ، موضوع را به لفظ عام آورده‌اند و كسانى هم كه ادعاى اجماع كرده‌اند به لفظ عام تعبير كرده‌اند . علامه حلى نيز در كتابهايش يا مانند تحرير ، تصريح به عموميت كرده يا مانند ارشاد و تبصره و تلخيص ، مطلق آورده ، كه شامل كبير و صغير هر دو مىشود . فقط علامه حلى در كتاب قواعد ، عموميت حكم را مورد اشكال دانسته است .

2 ) وجه تأمل علامه در تعميم حكم :

سيد عميد الدين ، خواهرزادهء علامه حلى « رحمه الله » در كنز الفوائد ، وجه اشكال علامه را اين طور بيان مىكند كه : چون « من لاط بغلام » عموميت دارد ، شامل صغير و كبير هر دو مىشود ، اما از طرف ديگر ، چون صغير به دليل حديث رفع ، تكليفى ندارد ، اين حكم بايد مختص به كبير باشد ، لذا مسأله ذو وجهين است .

3 ) مناقشهء حدائق در كلام كنز الفوائد :

صاحب حدائق به كلام كنز الفوائد اعتراض كرده و مىگويد : موضوع در تمام روايات « رجل » است نه « من لاط » لذا وجه تعميم مخدوش مىشود .

4 ) ايراد استاد - مد ظله - به فرمايش صاحب حدائق :

* اولًا : در كتاب فقه رضوى دو روايت است كه به لفظ « من » تعبير نموده است : من لاط بغلام لا تحل له اخته بالتزويج ابداً و لا ابنته - من ولع ( ولج ) بالصبى لا تحل له اخته
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2214 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز