ابد فتوا ندهد .
از فقهاى سابق هم برخى مثل كلينى در كافى در باب محرمات ابدى از زناى به ذات بعل يا معتده رجعيه سخن نگفتهاند ، همينطور شيخ صدوق در فقيه ، با اين كه تزويج ذات بعل را ذكر كردهاند .
2 ) بررسى كلام مرحوم آقاى حكيم :
ديديم كه محقق حلى مسأله را به شهرت نسبت مىدهد ، مرحوم آقاى حكيم در مستمسك مىفرمايند ؛ كه اجماع براى محقق حلى ثابت نشده ولى ديگران اجماع را نقل كرده و همين نقل اجماع براى ما كفايت مىكند . ولى وقتى فقيه برجستهاى همچون محقق حلى با قرب عصر او به قدماء و اطلاع وى به اقوال ايشان و در دست داشتن كتب فقهى كه برخى از آنها به دست ما نرسيده ، نسبت به ثبوت اجماع در مسأله ترديد نموده ، چگونه مىتوان ادعاى اجماع را پذيرفت و حكم به ثبوت اجماع نمود . محقق حلى كسى است كه شبههء افقهيت مطلق او در ميان است ، علامه در اجازهء خود به بنى زهره ، درباره او مىنويسد : و هذا الشيخ كان افضل اهل عصره فى الفقه « 1 » ، صاحب معالم در اجازهء كبيره خود پس از نقل اين عبارت از علامه مىگويد : قلت لو ترك التقييد باهل زمانه لكان اصوب اذ لا ارى فى فقهائنا مثله على الاطلاق رضى الله عنه « 2 »
3 ) توضيحى دربارهء كلام محقق در شرايع :
به هر حال اين كه محقق مسأله را به شهرت نسبت داده ، يا ايشان در كتب فقهى مفقود شيعه ، فتواى مخالفى يافته كه به دست ما نرسيده « 3 » ، و ممكن است ايشان فتواى مخالفى نيافته ولى چون اجماع را معتبر نمىدانسته ، تعبير اجماع نكرده و فتوا را به شهرت نسبت داده است ، عدم اعتبار اجماع هم مىتواند به جهت مدركى
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 107 ، ص 63
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 109 ، ص 11
( 3 ) بحار الانوار ، ج 109 ، ص 11