به فواحش رسمى آن دورهها است كه اصحاب رايات بودند و علنى زنا مىكردند و اين گونه مشهوره بودن ( كه با اعلان همراه بوده ) نيز طريق اثبات زنا است .
ب ) پيگيرى استدلال بر لزوم استبراء رحم از ماء الفجور :
1 ) بيان كلام آقاى خويى « رحمه الله » :
مرحوم آقاى خويى مىفرمايند ؛ اگر غير زانى بخواهد با زانيه - در موردى كه نكاحش جايز است - ازدواج كند ، نيازى به استبراء رحم از ماء الفجور ندارد ، زيرا از روايت « الولد للفراش و للعاهر الحجر » استفاده مىشود كه حرمتى براى ماء زانى نيست . و لذا در روايت عباد بن صهيب ، تصريح شده و همه بر آن متفق هستند كه استبراء رحم در جايى كه زوجهاى زنا كند ، بر شوهرش واجب نيست ، و چون استبراء رحم به منظور روشن شدن تكليف فرزند است كه بايد به پدر شرعى ملحق شود يا به زانى ، و در اين فرض ، بر اساس قانون « الولد للفراش . . . » او را به شوهر شرعى ملحق مىكنند نه به زانى ، اگر فرزندى به دنيا بيايد تكليفش معلوم است و ديگر نيازى به استبراء نيست .
2 ) بيان دو شبهه توسط استاد - « مد ظله » - به استدلال مذكور :
اول : قدر مسلّم و يقينى از روايت « الولد للفراش و للعاهر الحجر » ( همانگونه كه آقاى خويى « رحمه الله » در جايى كه زنى در زمان زوجيت زنا داده ، مىفرمايند استبراء بر شوهر لازم نيست « و لم يتوقف احدٌ من الاصحاب فيه و ورد التصريح به فى رواية عباد بن صهيب ) جايى است كه در زمانى كه زن فراش ( شوهر يا مالك و . . . ) دارد زنا كند و ندانيم حمل از فراش است يا از زنا ، اما اگر ابتداءً ، زنا كرده ، سپس ازدواج كند و نمىدانيم چه موقع نطفه منعقد شده است معلوم نيست روايت « الولد للفراش » شامل آن نيز باشد . و مورد بحث ما از قسم ثانى است كه شخص قبلًا زنا كرده و بعد مىخواهد ازدواج كند ، در حالى كه معلوم نيست باردار است يا خير ، آيا بدون استبراء مىتواند ازدواج نمايد ؟