آقاى خوئى ره ظاهراً از اين جهت ، روايت را معتبر نمىدانند ولى ، براى اثبات وثاقت يونس بن عمار از چند راه مىتوان يارى جست :
راه اول : رواية ابن أبى عمير از وى ، ما مشايخ ابن أبى عمير را ثقه مىدانيم .
راه دوم : روايت بزرگانى چون عثمان بن عيسى ، يونس بن عبد الرحمن كه مؤيّد وثاقت يونس بن عمار است .
راه سوم : عبارت نجاشى در ترجمهء اسحاق بن عمار برادر يونس بن عمار ، نجاشى در ترجمهء اسحاق بن عمار مىنويسد : « شيخ من اصحابنا ثقة و اخوته يونس و يوسف و قيس و اسماعيل و هو فى بيت كبير من الشيعة » از دو قطعه اين عبارت مىشود در اين بحث استفاده كرد : يكى عبارت آخر كه بزرگى بيت اسحاق بن عمار مشعر به وثاقت و اعتبار وى است ، و ديگرى از صدر عبارت ، در توضيح اين عبارت توجه به نكتهاى ضرورى است كه نجاشى عطف بر ضمير مرفوع متصل را بدون فاصله هم جايز مىداند ، مثلًا در برخى تراجم گفته است « ثقة و اخواه أيضا » يا « كان وجهاً من وجوه اصحابنا و ابوه و عمومته و . . . » در عبارت فوق هم بعيد نيست كه « و اخوته » عطف بر ضمير مستتر در ثقة باشد « 1 » ، بنابراين توثيق نجاشى نسبت به يونس بن عمار هم استفاده مىگردد .
با توجه به آنچه گفته شد در وثاقت يونس بن عمار ترديدى بر جاى نمىماند ، بنابراين روايت در حكم موثقه است .
3 ) بحث متنى ( نقل و بررسى كلام مرحوم آقاى خوئى ره )
مرحوم آقاى خوئى در اينجا مىفرمايند كه اين روايت - صرف نظر از ضعف سند - از جهت متن ، مقطوع البطلان است ، زيرا وطى در دبر لااقل مكروه است ، و ترك مكروه راجح است ، پس وجهى ندارد كه نذر منعقد نشود .
ولى كلام ايشان از چند جهت ناتمام است :
اولًا : معلوم نيست كه روايت به لفظ « نذرت » باشد ، چون در اينجا اختلاف نسخه وجود دارد ، در تهذيب به لفظ « نذرت » « 2 » مىباشد ، ولى در استبصار عبارت متن به
هامش
( 1 ) بنگريد قاموس الرجال 1 : 35
( 2 ) التهذيب 7 : 460 / 50