امام عليه السلام است ، نه تمامى مخبرين در تمامى طبقات .
بنابراين ، مثلًا از نقل مرحوم شيخ طوسى ، و كلينى رحمه الله ، و صدوق رحمه الله دربارهء اخبار كثير غدير خم ، براى ما نيز قطع به صدور حاصل مىشود ، و در اصطلاحِ اصحاب اين را نيز مىتوان خبر متواتر دانست .
ب ) مراد از « حبّ النّساء » در روايات
مرحوم سيد فرموده است :
« بل يستفاد من جملةٍ من الأخبار استحباب حبّ النّساء ، ففي الخبر عن الصادق عليه السلام : من أخلاق الأنبياء حبُّ النّساء . و في آخر عنه عليه السلام : « ما أظنّ رجلًا يزداد فى هذا الأمر خيراً إلّا ازداد حبّاً للنساء »
با توجّه به اينكه در بسيارى روايات « حبّ النساء » مذموم دانسته شده و از آن نهى شده است ، مراد از حبّ نساء در روايات بالا چيست ؟ دو گونه مىتوان جمع كرد :
1 ) مراد از روايات ناهى از حب نساء نهى از افراط در « حبّ نساء » است نه اصل آن ، و در برخى احاديث نهى از افراط در آن صريحاً ذكر شده است . با اين همه ، در تعابير روايات آمده كه دنيا راهى براى وصول به كمالات معنوى و رسيدن به قرب الهى است ، و از اين جهت گاه حكم عبادت را پيدا مىكند .
بر اين اساس ، علاقه به همسر و ازدواج از ديدگاه اسلام مشروط بر آنكه به افراط نگرايد ، بر خلاف ديدگاه رهبانيت مسيحى ، امرى مطلوب ، و چه بسا عبادت به شمار مىرود ، و مراد از روايات ياد شده همين نكته است .
2 ) ممكن است اصلًا روايات ذكر شده مربوط به « حبّ زوجه » نباشد ، و در واقع در برابر « حبّ الرجال » باشد ، نه « حب الازواج » ، زيرا با توجّه به اينكه در عصر جاهلى جنس زن مورد تحقير و ظلم قرار مىگرفته ، در اسلام كرامت زن و لزوم احترام به زن ، به عنوان يكى از دو جنس بشر مورد تأكيد قرار گرفته است ، و اين از اخلاق انبياء