24 / 6 / 1377 سه شنبه درس شمارهء ( 3 ) سال اول
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
( 1 ) كتاب النكاح
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسات قبل پيرامون استحباب نكاح ، كراهت عزوبت و ترك نكاح و نيز اولين مسأله عروه و شمول استحباب نكاح نسبت به كسى كه بدان اشتياق ندارد ، سخن گفتيم . اينك در اين جلسه در بارهء « استحباب تعدد زوجات » و دليل آن و اين كه آيا مطلقاً استحباب دارد يا در بعضى از شرائط و محيطها استحباب دارد ؟
صحبت مىكنيم .
الف - متن عروة - استحباب تعدد زوجات
مسألهء 2 : « الاستحباب لا يزول بالواحدة بل التعدد مستحب ايضاً قال الله تعالى «
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
» . . .
1 ) مدلول آيهء شريفه ( / دليل اول مسأله ) و ارتباط ميان صدر و ذيل آن « 1 » :
هامش
( 1 ) يكى از آقايان نقل مىكرد كه « در زمان رضا خان براى گرفتن جواز عمامه به زنجان رفته بودم ، در منزل يكى از اعيان زنجان با رئيس يكى از ادارات كه مسئول اعطاى جواز عمامه بود ، مواجه شدم ؛ در آنجا در بارهء تعدد زوجات بحث درگرفت ، مىگفتند : كتبى بر جواز تعدد زوجات و كتبى بر ردّ آن نوشته شده ، آن رئيس اداره مىگفت : به نظر من تعدد زوجات جايز نيست ، چون آيه شريفه مىگويد :« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً »و چون نمىتوان ميان همسرهاى متعدد عدالت را مراعات كرد ، قهراً شرطش مفقود است و لذا در اين زمان نمىتوان بيش از يك همسر داشت .
آن آقاى محترم مىگفت : احساس كردم كه حرف بىربط و باطلى است ، از طرفى احتمال دادم كه اگر سخن او را