تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
الرجل يريد أن يتزوج المرأة و احب أن ينظر اليها قال تحتجز ثم لتقعد و ليدخل فلينظر قال : قلت تقوم حتى ينظر اليها ؟ قال : نعم ، قلت : فتمشى بين يديه قال : ما أحب أن تفعل »

2 - سند روايت :

اين روايت موثقه است كتاب على بن حسن بن فضال از كتب مشهوره است و هيچ وقت شيخ و ديگران در اين كتاب شبهه نكرده‌اند . محمد بن وليد و لو متكرر است در اسانيد ، ولى آنكه على بن حسن بن فضال از او نقل مىكند محمد بن وليد خزاز است كه ثقه و معتبر است . يونس بن يعقوب هم از معاريف ثقات است .

3 - دلالت روايت :

در اين روايت اختلاف نسخه وجود دارد به حسب نقل وسائل و وافى تحتجز ، دارد . احتجز يعنى لنگ بست و جاى بستن را محتجز مىگويند . بنابراين كه تحتجز درست باشد ، سؤال از حد اعلاى جواز نظر است . به اين شرح كه اگر با ديدن صورت و كفين و مو مشكل حل نشد ، مرأة لنگ ببندد و بنشيند و اين شخص بر او وارد شود و حد اعلاى جواز نظر اين است نه آن حدى كه صاحب جواهر و آقاى حكيم مىفرمايند كه غير از عورت بقيه جايز است و نه آن حد كه مرحوم آقاى خوئى مىفرمايند فقط بين السرّه و الركبة مجاز است نه بيشتر . در نسخه تهذيب و نسخه‌اى كه از تهذيب با نسخ متعدد مقابله شده است تحتجر ( با راء ) دارد و در يك نسخه هم يحتجر دارد . اگر تحتجز درست باشد معناى روايات اين خواهد بود كه زن يك حجره‌اى را براى ورود مرد اتخاذ كند و اگر يحتجر درست باشد معنايش اين مىشود كه مرد يك