تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
گفتند شما نبايد اجازه دهيد در عراق كه قلب عالم اسلام است چنين كتابى چاپ شود و بايد از خلفا دفاع كنيد . نورى سعيد گفت من از اين كتاب خبرى ندارم و چيزى نمىدانم . وكيل دادگسترى موصل يك نسخه جلد ششم الغدير را كه با خود آورده بود ارائه نمود . نورى سعيد يك هفته مهلت خواست تا جواب آنها را بدهد . بعد از مدت مقرر كه آمدند در جواب آنها گفت : من كتاب را مطالعه نمودم ، مؤلف آن نه عراقى است و نه عرب ، بلكه يك عالم ايرانى است و تنها كارى كه از دست ما ساخته است اين است كه به او بگوييم آقا از عراق برو بيرون . اما اين مسأله هم صلاح ما نيست . چون سه چهارم ساكنان عراق را شيعيان تشكيل مىدهند و از هيأت دولت گرفته تا تمام تشكيلات ادارى و غير ادارى عراق حضور دارند ، و اگر شيعيان به ما اعتراض نمودند كه به چه دليلى عالم شيعى ما را از عراق اخراج كرديد ما در جواب چه بگوييم ؟ اصولًا من يك مرد سياسى هستم و شما از يك مرد روحانى و عالم شاكى هستيد ، اگر يك روز من بخواهم عليه يكى از روحانيون شما و روحانيت قدم بردارم بايد شما جلوى مرا بگيريد ، نه اينكه مرا عليه يك فرد روحانى تحريك نماييد . علاوه بر اينها من اين كتاب را مطالعه نمودم و ديدم كه آنچه در آن نقل شده ، از قول علما و ائمه سنت و جماعت است ، لذا من نمىتوانم جلوى انتشار اين كتاب را بگيرم و با شما همكارى و همراهى نمايم . بنابراين به شما توصيه مىكنم كه دفاع شما فقط در حدود سكوت باشد . در طول تاريخ اسلام ، مسلمانان سنى مذهب ، شيعه را مشرك و كافر دانستند و حتى مىگفتند شما شيعيان به تمثال على ( ع ) سجده مىكنيد ، ولى اكنون كه كتاب الغدير را براى علماى بزرگ جهان اسلام و شخصيت‌هاى برجسته فرستادم و همه آنها كتاب را با حسن قبول تلقى نمودند و تقريظ هايى بر آن نگاشتند و فرستادند ، يكى از اثرهاى كتاب الغدير در جهان اسلام و مسلمانان ، گرويدن گروه‌هاى مختلف و افراد فراوانى به تشيع است كه بر اثر مطالعه اين كتاب صورت گرفته است . براى نمونه ، در سفر به مصر به شخصى به نام حسين عبدالرزّاق كه از نمايندگان مجلس شوراى مصر بود برخوردم ، مردى تيزفهم و تحصيل كرده بود . چند جلسه‌اى با هم بوديم ، در جلسه دوم رو به من كرد و گفت : « من يك مطلب سرّى از زندگيم را مىخواهم به شما بگويم » ، گفتم بفرماييد . گفت : « مشروط بر اينكه براى هيچكس نقل نكنيد » ،