[ پيشگفتار ]
بسم اللّه الرحمن الرحيم خداوند منان را شكرگزاريم كه در زمانه غوغاى هزاران بانگ ناموزون و ناميمون ، اثرى نفيس و ارزنده از علّامه امينى رضوان اللّه تعالى عليه ، كه همچون مولايش اميرالمؤمنين عليه السلام ، به نام شهره آفاق است و به انديشه و مرام ، غريب روزگار ، پس از حدود شصت سال از تأليف آن ، حله آراستهاى از انتشار بر تن كرد و در نشر معارف اهل بيت رسول اللّه صلوات اللّه عليهم أجمعين ، پنجرهاى نو به روى مسلمانان گشود و بر جانِ جويندگان معرفت ، هوايى تازه دميد .
علماى شيعه ، كه انديشهشان پرورده مكتب اهل بيت عليهم السلام است ، به ادب و رفتار اولياء الهى مزيناند و خداوند را سپاس مىگزارم كه اين فرصت را به اين حقير داد تا در اندك زمانى ، يكى از ايشان را كه پدرم بود از نزديك ببينم و از آن هنگام كه به جوانى رسيدم و چشم پرسشگرم بيدار شد ، سه چهار سالى در كنار او زندگى كنم . سلوك علمى و عملى آن مرد بزرگ را بسيارى از نزديك ديدهاند و جاى بازگويى آن اينجا نيست . آنچه اكنون بر آن تأكيد دارم اين است كه ايشان ، چنان عظمت بزرگى در اميرالمؤمنين عليه السلام يافتند و در برابر آن عظمت چنان سر خم كردند كه ديگر نتوانستند به سوى نام و نان و شهرت و مقام ، سر بگردانند .
مرحوم والد رحمة اللّه عليه در محضر بزرگانى چون علّامه امينى ادب آموخته بود و شيفتگى به اميرالمؤمنين عليه السلام نيز او را در برابر علّامه امينى نشانده بود .