حديث متضّمن فضايل خاندان پاك نهاد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد » . « 1 »
علامه امينى رحمه اللّه سپس در بحثى با عنوان « جنايات على الحديث » ، پرده از اين جنايات و تحريفات نسبت به اين حديث شريف برداشته و گويد :
« يكى از آنها ، جنايتى است ، كه طبرى در تفسيرش ( ج 19 ، ص 79 ) « 2 » مرتكب شده است . او در كتاب تاريخش پس از آنكه حديث را - آنچنانكه شنيدى - روايت كرده است ، در تفسيرش امانت گفتار را از ياد برده .
او تمام حديث را از حيث متن و سند ياد كرده ، اما آن بخش از سخن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه در فضيلت على عليه السّلام و پذيرندهء دعوت بوده ، به زيبايى گذرانده و گفته است :
فرمود : كدام يك از شما در اين كارها با من همكارى مىكند ، تا برادر من و چنين و چنان باشد .
و نيز گفته است كه : فرمود : براستى كه اين برادر من و چنين و چنان است .
در اين تقلب تبعيت كرده از او ابن كثير شامى در « البداية و النهاية » « 3 » ( ج 3 ، ص 40 ) و در ( ج 3 ، ص 351 ) تفسيرش ، و با آنكه در نوشتن تاريخ خود ، تاريخ طبرى را در اختيار داشته و تنها مأخذ او هم بوده ، و در تاريخ طبرى اين حديث به تفصيل آمده است ، ليكن چون به ذكر پرداخته ، بر او گران آمده است كه جملهء آخر آن را هم ياد كند ، زيرا دوست نمىداشته است ، كه اثبات نصّ وصايت و خلافت امير مؤمنان كند و دلالت و اشارت به آن وصايت و خلافت را باز نمايد .
آيا مقصود طبرى كه در كتاب تاريخش حديث را ناآگاهانه تمام و درست آورده ، ولى در تفسيرش به تحريف كلمات آن پرداخته است ، همين نتيجهگيرىها بوده است ؟ اين را من نمىدانم ، اما خود طبرى مىداند ! و مىپندارم كه تو اى خواننده به خوبى مىدانى .
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 1 ، ص 280 .
( 2 ) . جامع البيان ، مج 11 ، ج 19 ، ص 122 ، چاپ جديد .
( 3 ) . البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 53 ، چاپ جديد .