شد ، [ در حالى كه ] بازوى على را گرفته بود . پس فرمود : اى مردم آيا مىدانيد كه من اولى به مؤمنين هستم از خودشان ؟ مردم گفتند : آرى . پس حضرت فرمود : پس كسى كه من مولاى او هستم على مولاى اوست .
[ عطيه عوفى ] گويد : به او گفتم : آيا [ حضرت اين جمله را نيز ] فرمود : خدايا دوست بدار كسى را كه او را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه او را دشمن بدارد . ؟
گفت : من آنچه را كه شنيدم به تو خبر دادم .
علامه در ذكر اين روايت توسط مسلم گويد :
« و روى مسلم فى صحيحه ( ج 2 ، ص 325 طبعة سنة 1327 ) « 1 » بإسناده عن أبى حيّان ، عن يزيد بن حيّان ، عن زيد و بطرق أخرى شطرا من حديث الغدير ، و قال : خطب النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بما يدعى خمّا . . . ، و لم يرو منه ما فى الولاية - مع رواية مشايخه ايّاه - لمرمى هو أعرف به . . . » . « 2 »
مسلم در صحيحش ( ج 2 ، ص 325 چاپ سال 1327 ) به سندش از أبى حيان ، از يزيد بن حيّان ، از زيد و به طرق ديگرى بخشى از حديث غدير را روايت نموده است و گويد : « نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خطبه خواند ، در آبى كه خم ناميده مىشد . . . » . ولى آنچه را كه راجع به ولايت است - با اينكه مشايخ روايت را آورده - را ذكر نكرده است و اين بخاطر هدفى است ، كه خودش به آن آگاهتر است .
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 25 ، ح 36 ؛ كتاب فضائل الصحابة .
( 2 ) . الغدير ، ج 1 ، ص 31 .