« از آنجا كه نمونهى تهمت و افتراى شنيعى كه بر شيعيان در مورد زيد شهيد زدهاند در كتب قديم و جديد اهل سنّت فراوان ديده مىشود ، و اين خود بذرى است براى هرنوع شر و مفسده ، و وسيلهاى است براى تحريك فريادهاى تعصب جاهلانه ، و سنگ تفرقه بر وحدت اسلامى زدن ، و نتيجهاى جز گسيختن رشتهء پيوند دينى مسلمانان ندارد ، و خلاف مصالح عمومى اسلامى است ، لذا بر ما لازم گرديد پارهاى از اين نمونهها را از چند كتاب نقل كنيم تا خواننده به جنجال و غوغايى كه براى كوباندن عواطف نسبت به تشيع به پا گرديده ، آگاه گردد ، و موقعيت گروه مقابل را از لحاظ صدق و امانت در نقل بشناسد ، و تا كسانى كه در علم كلام و رشته شناسايى عقائد و مذاهب كار مىكنند از آن درس بياموزند ، و نيز تا مفسّر قرآن بداند كه چگونه دست تأويل آيات كتاب عزيز را از جاى خود تحريف و تبديل مىسازد ، و فقيه بشناسد كه دست هواپرست چگونه با احكام الهى بازى مىكند ، و محدث از خرابكارى هواهاى گمراهكننده با سنّت نبوى باخبر شود ، و طرفداران فضيلت و اخلاق از قربانيان هوىوهوس ، و سقوط هتاكانه آن آگاه گردند ، تا بدين وسيله هرنويسندهاى در كار نگارش خود ضوابطى صحيح برگزيند و نقشهاى مترقى براى خود ترسيم ، و از دوستى شايسته پيروى كند و آداب نويسندگى را به خوبى بياموزد و به كار برد » .
علامه رحمه اللّه سپس نام شانزده كتاب را ذكر كرده و در مورد آنها و تعدادى از تهمتها و دروغهاى آنها به بحث و پاسخگويى پرداخته است .
ما در اين فصل با معرفى اين آثار ، نظر علامه امينى رحمه اللّه را درباره هركدام ذكر نمودهايم و سپس 2 يا 3 مورد از تحريفات و تهمتهاى ذكر شده را آوردهايم و بخاطر طولانى بودن اين بحث از پاسخگويى به اين تهمتها - كه بوسيله علامه امينى رحمه اللّه ذكر شده - خوددارى كردهايم ، زيرا اين فصل خود نياز به كتاب و مجلدى جداگانه دارد ، كه ما فقط به معرفى اين آثار و برخى از تهمتهاى آنان ، و بيان ديدگاه علامه امينى رحمه اللّه دربارهء هريك از اين كتب اكتفا مىنماييم .
ما از علامه به غير از اين سلسله كتب ، كه به 16 جلد مىرسد - كتاب ديگرى را نام برده و معرفى مىكنيم با عنوان « حياة محمّد » كه ايشان اين كتاب را بهطور جداگانه ، قبل از نقد اين سلسله كتب ذكر كرده است ، و روى هم 17 جلد كتاب مىشود كه عبارتند از :
رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: روح الله عباسى
ص٣٥٢