را وحدت اسلامى مىدانند . آنان مىگويند كه : مسلمين مايههاى وفاق بسيارى دارند كه مىتوانند آنها را مبناى يك اتحاد محكم قرار دهند ؛ مثل اينكه مسلمين همه خداى يگانه را مىپرستند ، و همه به نبوّت رسول اكرم ايمان دارند ، كتاب همه مسلمانان قرآن است ، قبلهگاه همه مسلمين كعبه است ، همه اموات خود را دفن مىكنند ، همه باهم حج مىروند ، و موارد مشترك بسيار ديگر كه مجال بيان نيست ، مسلمانان براساس قرآن برادر يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصى بر گردن يكديگر دارند ، با اين حال چرا از اين همه امكانات وسيع كه از بركت اسلام نصيبشان گشته استفاده نكنند » .
شهيد مطهرى در ادامه اين بحث مىفرمايد :
« از نظر اين گروه از علماى اسلامى ، هيچ ضرورتى ايجاب نمىكند كه مسلمين به خاطر اتحاد اسلامى ، صلح و مصالحه و گذشتى در مورد اصول يا فروع مذهبى خود بنمايند ، همچنانكه ايجاب نمىكند كه مسلمين دربارهء اصول و فروع اختلافى فيما بين ، بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند » . « 1 »
تنها چيزى كه وحدت اسلامى از اين نظر ايجاب مىكند اين است كه مسلمانان نظرات خود را طورى بيان كنند كه يكديگر را سب و شتم نكرده باشند و تهمت نزنند ، و دروغ نبندند ، و با اين كار باعث خشم و كينهتوزى در بينشان نشوند ، و از حدّ منطق و استدلال خارج نگردند ، و لااقل حدودى را كه اسلام در دعوت غيرمسلمان به اسلام بيان كرده را رعايت كنند :
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ .
« 2 »
نقش مثبت « الغدير » در وحدت اسلامى از اين نظر است كه :
اوّلا : منطق مستدل شيعه را روشن مىكند .
هامش
( 1 ) . مقاله « الغدير و وحدت اسلامى » شهيد مطهرى ، ص 237 .
( 2 ) . نحل : 125 . ترجمه : با حكمت و اندرز به راه پروردگارت دعوت نما ، و با آنها به روشى كه نيكوتر است ، استدلال و مناظره كن .