در اين هنگام حسن و حسين - رضى اللّه عنها - آمدند ، آنها را بغل كرد و بوسيد » . « 1 »
علامه رحمه اللّه درباره ذكر اين حديث توسط ابن عساكر و تحريف آن توسط مهذّب آن گويد :
« حافظ ابن عساكر در « تاريخ الشام » اين روايت را در دو جا - چنان كه در « شفاء السقام » ( ص 39 و 40 ) - در شرححال ابراهيم بن محمد انصارى ( 2 / 256 ) ، و در شرححال بلال آورده است ، « 2 » غير از اينكه مهذّب آن كتاب در جاى اول ، اسناد [ روايت ] را حذف و متن را باقى گذاشته و در جاى دوم كلا سند و متن را حذف نموده و با اين عمل ، اشتباه بزرگ و جفاى بسيارى نسبت به حديث كتاب نموده است » . « 3 »
علامه رحمه اللّه در ادامه به ذكر اسناد ديگر مربوط به روايت اشاره نموده و گويد :
« و روايت نموده آن را حافظ أبو محمد عبد الغنى مقدسى در « الكمال » در شرح حال بلال ، و أبو الحجّاج مزّى در « التهذيب » ، و سبكى در « شفاء السقام » ( ص 39 ) ، و گويد : اين [ روايت ] به اسناد خوب براى ما روايت شده و حاجتى به توجه به دو سندى كه ابن عساكر را به آن وسيله براى ما نقل كرده است نداريم ، اگرچه رجال آن دو نيز معروف و مشهور مىباشند . و [ نيز ] ابن اثير در « اسد الغابة » ( ج 1 ، ص 208 ) آن را آورده و سمهودى در « وفاء الوفاء » ( ج 2 ، ص 408 ) آن را ذكر نموده و گويد : سندش خوب است ، و در ( ص 443 ) گويد : اسنادش خوب است . و قسطلانى در « المواهب اللدنيّة » و خالدى در « صلح الاخوان » ( ص 57 ) ، و حمزاوى در « مشارق الأنوار » ( ص 57 ) آن را آوردهاند » . « 4 »
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 5 ، ص 147 .
( 2 ) . تاريخ مدينة دمشق ، ج 7 ، ص 137 ، رقم 493 ، و مختصر تاريخ دمشق ، ج 4 ، ص 118 ، ج 5 ، ص 265 ؛ شفاء السقام ، ص 53 ؛ 54 ؛ تهذيب الكمال ، ج 4 ، ص 289 رقم 782 ؛ أسد الغابة ، ج 1 ، ص 24 ، رقم 493 ؛ وفاء الوفا ، ج 4 ، ص 1356 و 1405 ؛ شارق الأنوار ، ج 1 ، ص 121 .
( 3 ) . الغدير ، ج 5 ، ص 147 .
( 4 ) . الغدير ، ج 5 ، ص 147 .