پاسخ نامه معاويه به وى سروده و فرستاده است . علامه رحمه اللّه پس از ذكر اين قصيده به بحث پيرامون اين قصيده و اسناد و مدارك تاريخى آن مىپرداخته و سپس مهمترين مصادرى را كه شرححال او را نمودهاند را ذكر مىكند . « 1 »
علامه در بيان زندگى عمرو بن عاص ، نامهها ، پيامها و سخنانى را از شخصيتهاى بزرگ اسلامى ذكر مىكند كه هركدام گوياى بخشى از روحيات زشت و پست وى مىباشد .
از جمله اين نامهها ، پيامها و سخنان ، همين نامه امير المؤمنين عليه السّلام است ، كه مورد تحريف قرار گرفته است .
ما ابتدا نامه امير المؤمنين عليه السّلام به عمرو بن عاص را مىآوريم و سپس جريان تحريف آن را از قول علامه امينى - رحمه اللّه - ذكر مىكنيم .
هامش
-چو فى يوم خمّ رقى منبرا * يبلّغ و الركب لم يرحل
و فى كفّه كفّه معلنا * ينادي بأمر الغزيز العلي
أ لست بكم منكم فى النفوس * بأولى فقالوا بلى فافعل
فأنحله إمرة المؤمنين * من اللّه مستخلف المنحل
و قال فمن كنت مولى له * فهذا له اليوم نعم الوليترجمه :به حمد خداوند نظم آفرين * شد آغاز اين نظم نغزمتين
به روز غدير آن شه انبيا * به منبر برآمد چو بدر سما
به امر خداوندگار عزيز * ببانگ رسا آن شه با تميز
در آندم كه كف بر كفش داشت جفت * بر جملگى اين در نغز سفت
كه آيا نيم من سزاوارتر * ز جان شما بر شما سر بسر ؟
بگفتند آرى تو اولى ز ما * بما هستى اى سرور و رهنما
در آن دم نمود آن شه ملك دين * على را امير همهء مؤمنين
بفرمود من كنت مولاه را * كه جمله شناسند آن شاه را( 1 ) . الغدير ، ج 2 ، ص 119 .