يا نور معرفتى استكه عالميان را به شاهراه نيكان هدايت مىكند .
و يا امواج رحمتى كه از درياى علم سر زده و با فروغ خود موج مىزند .
واژهواژه خطبههايش گوئيا مرواريد است كه از روى آن آب معرفتها جارى است .
كلماتش از صفاى بهشتى برق مىزند و نور توحيد را در خو پيچيده دارد .
اين نهج البلاغه گويا چشمه يقين است كه از فراز عرش الهى به جوش آمده است .
حكمتهايش همچون ستارگان ، پرتو اسرار را به عالميان پخش مىكند .
بيانش پردهها را يكسو زده شنوندگان را بصيرت بسزا مىبخشد .
در كلمات قصارش آنچنان معانى جمع است كه ترا از كتابها بىنياز مىكند .
الفاظى كه سياهى دل را برداشته و فروغ و سپيدى روز را در دل نشانده است .
تاريكى را از معانى آنچنان زدوده گوئيا كه صبح صادق به خودش آمد گوئى و تهنيت بر خاسته است .
و در ميان مدارك انديشه و تفكر از هرمطلب برگزيدهاى تفكرى در آن مىبينيم و بر همه تفكرات برترى دارد .
سخنوران از آوردن نظير آن ناتوانند ، چرا كه بلاغتش خود حجّت و برهان اقراربخش است .
در كلام على ( ع ) كه تأمّل و پژوهش كنى ، خواهى ديد كه با كلمات علم آفريدگار با ما سخن گفته است .
او اقيانوسى استكه از امواج خروشانش ، كشتىهاى علوم به حركت درآمده .
و يا سرزمين حاصلخيزى كه زير پاى همه پهنه پرباران و پر بركتش را گسترده است .
در آن كتاب عفو و سماحت را در عين قدرت و توانائى باهم مىبينى .
در آن كتاب قدرتى از سوى پروردگار يگانه توانا تجلّى كرده و به راه افتاده است .
قدرتى مىبينى كه اوصاف و نشانههايش مورد عنايت ذات خداست ، ذاتى كه در آن جلوه مىكند .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 977
مساهمون: رضا معراجي
ص٩٧٧