ليث الشّرى قبس تهمى انامله * غيث النّدى مورد اشهى من العسل
بدر البهاء افق تبدو كواكبه * شمس الدّنا صبح ليل الحادث الجلل
طود النّهى عند بيت المال صاحبه * سمط التّنازينة لاجيال و الدّول
مايه مباهات انسانها آن حيدريست كه بخشش بيكران و همگانى دارد ، افتخار جهان هدايت و دارنده فضائل بزرگ يعنى على ( ع ) است ، اختر درخشانى استكه بر فراز آسمان پرتوافشانى مىكند ، پناه بزگواران و كسى استكه مقامش از ستاره زحل فراتر است .
شير دلاور زمين است كه آتش برمىانگيزد و از يكسو از انگشتانش همچون ابر بارانى نعمت مىريزد و ريزش احسانش شيرينتر از عسل است .
ماه درخشانى استكه در افق پرستاره مىتابد و يا خورشيدى كه در سپيدهدم حوادث سترگ مىدرخشد .
كوه مرتفع عزم و اراده و نگهدارنده و ادارهكننده بيت المال بود همچون جواهرى زينت و زيور مردمان و دولتها بود .
فصل دهم اشعار سيّد على خان مشعشى
934 - اشعار سيّد على خان درباره غدير خمّ
لو كان فى ذا الدّهر خير ما علا * التّيمىّ بعد المصطفى اعوادا
و يذاد عنها حيدر مع انّ خير * الخلق صرّح فى الغدير و نادا
من كنت مولاه فذا مولاه من * بعدى و اسمع بالنّدا الا شهادا
گر روزگار خيرى داشت ديگر پس از مصطفى ( ص ) بنده تيمى چوبى بلند نمىكرد .
و در برابر دشمنان ، جاى آن نبود كه از على حيدر دفاع بشود ، چرا كه او را بهترين خلق در غدى