Skip to main content

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — Page 910

Contributors:

P.910
كافر بميرد يا مؤمنى را به قتل برساند ( مسند احمد 4 / 69 ) ولى وقتى عبد الرّحمان بن حارث به او گفت حجر را كشتى ؟ معاويه گفت : كشتن او در نظر من از كشتن صدهزار تن بهتر است ( تاريخ ابن كثير 8 / 54 ) و اين به جرم عدم برائت از حضرت على ( عليه السّلام ) ، وصىّ پيامبر بود و حجر در آخرين لحظات دو ركعت نماز خواند و گفت : بندهاى آهن از من برنداريد با خونم غسل دهيد و با همين لباسهايم دفن كنيد كه در حال جهاد مىميرم و ما بر صراط با معاويه ديدار خواهيم كرد . ( مستدرك حاكم 3 / 469 ، استيعاب 1 / 135 ، كامل ابن اثير 4 / 210 ، اصابه 1 / 315 ، اسد الغابه 1 / 386 ) و يقينا خداوند معاويه را به كيفر اعمالش خواهد رسانيد .

849 - معاويه دستور به دار آويختن دو تن حضرمى را مىدهد .

نسابه ابو جعفر محمّد بن حبيب بغدادى متوفى 245 در كتابش المحبر ( ص 479 ) نقل كرده زياد بن ابيه مسلم بن زبير و عبد اللّه بن نجى كه هردو حضرمى بودند را در كوفه بر بالاى خانه هاشان بر دار كشيد و چند روز به همان حال بالاى دار بودند و گناهشان اين بود كه هردو شيعه بودند و اين كار به فرمان معاويه انجام شد و حضرت حسين بن على ( عليه السّلام ) در نامه‌اى به معاويه نوشت : آيا تو نبودى حجر و آن‌دو نفر حضرمى را به قتل رساندى و نوشتى به زياد و . . . هر كس بر آئين على ( ع ) باشد او را بكش و نابود گردان . او هم كشت . علّامه امينى : آيا دين على ( ع ) همان دين پيامبر نيست ؟ كه بخاطر آن شكنجه و ريخته شدن خون مسلمان و مثله‌كردن او را روا مىدارند ؟

850 - معاويه مالك اشتر را به قتل مىرساند .

وقتى گزارش مصر به حضرت على رسيد مالك اشتر را به آن ديار مأمور كرد . معاويه سفارشى به رئيس خراج قلزم ( شهرى ميان مكّه و مصر ) نوشت : كه اگر مالك را بكشى تا زنده هستم ماليات فلزم را مىبخشم ، به روايتى دهقانى را گفت : اگر كار مالك را تمام كنى تا 20 سال ماليات نمىدهى وقتى مالك به آنجا رسيد او را با شربت عسل كه روزه هم بود مسموم كردند
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — Page 910 | رضا معراجي