732 - گذرى به شخصيّت زيد و صعصه بن صوحان :
الف : زيد بن صوحان كه به زيد الخير معروف است : 1 - از صحابه پيامبر ( ص ) بود و پيامبر به نقل ابن عساكر ، ابن منده و ابو عمر دربارهاش فرمود : چه خوب است زيد قسمتى از بدنش ( و در عبارت ديگر دستش ) پيش از خودش به بهشت درآيد آنگاه ساير قسمتهاى بدنش به بهشت درمىآيد .
( تاريخ ابن عساكر 6 / 11 استيعاب 1 / 197 ، اسد الغابه 3 / 234 و . . . ) و دست زيد در جنگ قادسيه از بدن قطع شد .
2 - خطيب بغداد مىنويسد : زيد شبها را به نماز برمىخاست و روزها را به روزه به سر مى آورد و شبهاى جمعه تا صبح به نماز و ستايش خدا بود و در جنگ جمل كشته شد و وصيت كرد : هيچ خون از بدنم نشوئيد و هيچ جامهام درنياوريد ، جز نعلينم را ، كه در رستاخيز عليه دشمن دين حجّت مىآورم . ( تاريخ بغداد 1 / 439 ) و به نقل ابن قتيبه در معارف ص 176 زيد در جنگ جمل به حضرت على ( عليه السّلام ) گفت : مرا كشته خواهى يافت . فرمود : از كجا فهميدى ؟ گفت : ديدم دستم از آسمان فرود آمده مرا فرا مىكشد . ( دست او 30 سال قبل از بدن جدا شده بود ) ديرى نگذشت كه عمرو بن يثربى او را كشت .
3 - عقيل بن ابيطالب : زيد و برادرش عبد اللّه را براى معاويه چنين توصيف كرد . دو نهر روانند كه خستگان خويش را در آن مىافكنند و تشنگان به آن پناه مىبرند ، دو مرد جدّى كه شوخى نمىشناسند . ( مروج الذهب مسعودى 2 / 755 )
4 - يافعى وى را از تابعان بزرگ و روزهدار و شبزندهدار دانسته . ( مراه الجنان 1 / 99 )
ب : صعصعه بن صوحان 1 - به گفته ابو عمر در زمان پيامبر مسلمان بود ولى نه او پيامبر ( ص ) را ديد و نه پيامبر ( ص ) او را ديد .
2 - ابن سعد ، نسائى ، ابن حبان ، ابن عساكر ، ابن اثير ، ابن حجر وى را از راويان ثقه و مورد اطمينان دانستهاند .
3 - عقيل بن ابيطالب وى را براى معاويه چنين توصيف مىكند : صعصعه مردى عظيم الشأن و خوشبيان است ، در جنگ سوارهنظام فرمانده است همه اقرانش را در نبرد تنبهتن به خاك مىاندازد ، كارهاى بىسامان را به سامان مىآورد و بساط تبهكاران را برهم مىزند ، مردى بى