380 - اشعار ابن مكّى در وصف اهل بيت :
فان يكن آدم من قبل الورى * نبىّ وفى جنّة عدن داره
فانّ مولاى عليّا ذا العلى * من قبله ساطعة انواره
تاب على آدم من ذنوبه * بخمسة و هو أجاره
و ان يكن نوح بنى سفينة * تنجيه من سيل طمى تيّاره
فّان مولاى عليّا ذا العلى * سفينة تنجو بها انصاره
و ان يكن ذو النّون ناجى حوته * فى اليمّ لمّا كضّه حصاره
ففى جلندى للامام عبرة * يعرفها من دلّه اختياره
ردّت له الشّمس بارض بابل * و اليّل قد تجلّلت استاره
و ان يكن موسى دعى مجتهدا * عشرا الى ان شقّه انتظاره
و سار بعد ضرّه بأهله * حتّى علت بالوادبين ناره
فانّ مولاى عليّا ذالعلى * زوّجه و اختار من يختاره
و ان يكن عيسى له فضيلة * تدهش من ادهشه ابنهاره ؟
من حملته امّه ما سجدت * للّات بلا شغّلها استغفاره ؟
اگر آدم پيش از عالميان پيامبر شد و در بهشت مأوى گرفت .
مولاى من على صاحب معالى از آن پيشتر پرتو انوارش بالا گرفت .
خداى جهان بحرمت پنج تن از خطاى آدم درگذشت و او بوسيلهء آنها پناه و حرمت يافت .
اگر نوح سرخيل رسولان ، كشتى نجات آراست تا از سيل و طوفان در امان ماند .
مولايم على خود كشتى نجات است يارانش به دو پناه و آرام گيرند .
اگر يونس در شكم ماهى از دريا نجات يافت .
داستان جلندى از امام مبين عبرتى است كه رهبر دوستان است .
در سرزمين بابل خورشيد به خاطر او بازگشت از آن پس كه شب پردهء تاريكى برآويخت .
اگر موسى ده سال شبانى كرد با انتظارى مشقتبار .