نفرين بر آن گروه كه در دشمنى حيدر همگام شدند بد كردند و تبهكار آمدند .
بر يعسوب دين ستم رانده و حق را پايمال كردند پاكمرد آزاده خشم خود را فرو برد .
به روز غدير رسول حق ، نصّ ولايت را قرائت كرد ، همگان را خطاب كرد .
گفت : از جانب حق پيام دارم كه فرمانش ابلاغ كنم اينك زبان برگشايم .
على وصى من است در امر خلافت ، راه را گيريد كه پيشواى شما او خواهد بود .
گفتند : به امامت و حكومتش رضامنديم سرور و مطاع همواست .
آن روز راه رشد و صلاح را شناختند فرداى آن به راه كورى شتافتند .
مصطفى ( صلّى اللّه عليه و آله ) درگذشت بعضى از آنها گفتند آيا على ( عليه السّلام ) بر ما حاكم باشد به لات و عزّى قسم نه
جمعى با على ( عليه السّلام ) در نزاع شدند كه نه سابقهاى داشتند نه در گروه مسلمانان سرور بودند .
ملاحظه : علّامه امينى بيش از 145 بيت اين قصيده را نقل كرده است كه همگى در فضائل درخشان حضرت على ( عليه السّلام ) و خاندان او مىباشد و اضافه مىكند وى چكامهء ديگرى در 57 بيت دارد كه در آن به غدير خمّ اشاره مىكند و 21 بيت آنرا آورده است .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 453
مساهمون: رضا معراجي
ص٤٥٣