سرورى كه چون مسيح پاك جمعى به خدايى او معتقد شدند « 1 » .
چه خوش است طواف بر گرد تربتش ، نماز در قبهء انورش
359 - اشعار المؤيد فى الدّين دربارهء فتنهء مصيبتبار بغداد :
لقد كان يوم الحسين المنى * فتفدى نفوس و تشفى صدور
فهذا لكم عاد يوم الحسين * فماذا القصور ؟ و ما ذا القصور الفتور ؟
شما كه روز حسين ( عليه السّلام ) را آرزو مىكرديد تا جانها فدا سازيد و دلها شفا بخشيد .
اينك روز حسين ( عليه السّلام ) است كه بازآمد اين كوتاهى از چه باشد ؟ اين سستى از چيست ؟
ملاحظه : علّامه امينى پس از نقل 36 بيت از اين قصيده اضافه مىكند اين اشعار به خاطر فتنهء مصيبتبار بغداد به سال 443 به نظم كشيده شده است ، كه در آن فتنه اهل كرخ بر دروازه سماكين نوشتند محمّد و على خير البشر ولى اهل تسنن خواستار محو آن و محو حىّ على خير العمل از اذان شيعيان شدند و بر سر همين جنگ و فتنه بهپا كردند و به خونريزى شيعيان پرداخته و به بيرون كشيدن اجساد بزرگان شيعيان از قبور پرداختند و كار به جائى رسيد كه به حرم حضرت موسى بن جعفر و امام جواد ( عليهما السّلام ) حمله كردند و پس از غارتكردن چيزهاى گرانبها و سوزاندن بارگاه شروع به نبش قبر كردند و خواستند بدنهاى آندو امام را به مقبرهء احمد بن حنبل منتقل كنند كه ابو تمام نقيب عباسيين و ساير هاشميين و اهل سنّت باخبر شدند و مانع اين كار شدند و اين قضيه را ابن عماد حنبلى در شذرات الذهب ( 3 / 270 ) و ابن كثير در تاريخش ( 12 / 62 ) و ابن اثير در الكامل ( 9 / 215 ) آوردهاند .
هامش
( 1 ) - عدّهاى دربارهء امير المومنين ( عليه السّلام ) غلو كردند كه مورد تكفير خود حضرت و ائمه و شيعيان قرار گرفتند ( معراجى )