اندوه نتوانست بر جنازهء او حاضر شود و به روضهء امام موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) پناه برد و در پايان روز فخر الملك شخصا بروضهء مشرّف شده و شريف مرتضى را به خانهاش فرستاد .
البته بعدا جسد او را به كربلا منتقل كردند و مانند برادرش شريف مرتضى و پدرش در اطراف ابراهيم مجاب به خاك سپردند . ( اين نتيجهايست كه علامهء امينى از اقوال مختلف گرفته است ) در مرگ وى اشعار زيادى توسط بزرگان از جمله برادرش شريف مرتضى سروده شد كه براى اطلاع از آن و همچنين اشعار شريف رضى در وصف اهل بيت خصوصا واقعهء عاشورا و منزلت اجتماعى و مناصب وى به جلد چهارم الغدير مراجعه شود .
333 - اساتيد و شاگردان شريف رضى و خواب شيخ مفيد :
دراينباره علامهء امينى از 14 نفر كه مشايخ شريف رضى مىباشند ياد مىكند كه شريف رضى از آنان كسب علم نموده است كه از جمله آنها شيخ مفيد مىباشد و همچنين هشت نفر از بزرگان را ياد مىكند كه از شاگردان شريف رضى محسوب مىشوند و از جمله آنها شيخ الطائفه ابو جعفر محمّد بن حسن طوسى متوفى 460 يكى از صاحبان كتب اربعه شيعه مىباشد .
علامهء امينى در ضمن برشمردن اساتيد شريف رضى وقتى به شيخ مفيد محمّد بن نعمان متوفى 413 مىرسد از قول صاحب درجات رفيعه نقل مىكند : شيخ مفيد حضرت فاطمه ( سلام اللّه عليها ) را در خواب ديد كه در محلهء كرخ بر او وارد شد و دو كودكش حسن و حسين ( عليهما السّلام ) را به او سپرده و فرمود : به آنها فقه بياموز ، شيخ مفيد با شگفتى از خواب بيدار شد . نيمروز فردا فاطمه دختر الناصر در حالى كه كنيزان اطراف او را گرفته بودند و دو كودكش على مرتضى و محمّد رضى پيشاپيش او وارد مسجد شدند ، شيخ مفيد برخواست و بر آن خاتون سلام كرد و او فرمود : اى شيخ اين دو فرزند من هستند نزد تو آوردم تا به آنان فقه بياموزى ، شيخ مفيد به گريه افتاد و داستان خوابش را براى آن خاتون گفت و به تعليم آنان همّت فرمود .