تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 1008

مساهمون:

ص١٠٠٨

فصل سيزدهم اشعار سيد بدر الدّين

999 - اشعار سيّد بدر الدّين درباره غدير خمّ :

و ان رايت السّحاب هامية * فقل : مرام المولع النّجف ففيه رمس مطهّر هبطت * عليه املاك من له الصّحف فيه الامام الوصىّ حيدرة * مولى البرايا و من له الشّرف فيه شقيق الرّسول شافعنا * و نفسه ان توسّط الطّرف فيه اخوه و من فداه على * فراشه ان رووا و ان حرفوا فيه الّذى فى الغدير عيّنه * و بخبخ القوم فيه و اعترفوا
و اگر ديديد كه ابرها اشگريزانند بگوئيد هواى زيارت كسى را دارند كه در نجف آرميده است . آن خاك پاكى كه فرشتگان بر آن فرود مىآيند . آنجا امامى كه وصىّ پيامبر ( ص ) بوده و حيدرى كه پيشواى همه مخلوقات است و دارنده شرافت است به خاك سپرده شده است . آنجا دوست و برادر پيامبر و كسى كه چون جان او بوده به خاك سپرده شده كه اگر خواهيد شفاعت خواهد كرد ( شفيع ماست ) آنجا برادر پيامبر كه جانش را فداى پيامبر نمود و به‌جاى او در بستر خوابيد مدفون است ، كه هرگاه اخبارش را تحريف كنند تفاوت ندارد . در آنجا امامى مدفون است كه پيامبر ( ص ) او را در غدير به جانشينى تعيين كرد و فرياد تبريك از مردم برخاست و همه اعتراف كردند .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 1008 | رضا معراجي