را چنين توصيف كرده كه شيعهاى كينهتوز است . از جوزجانى نقل كرده است كه وى پرچمدار مختار بوده و از احمد توثيق او را نقل كرده است .
شهرستانى در كتاب ملل و نحل ، وى را از رجال شيعه شمرده و ابن قتيبه ، در كتاب معارف ، او را از غلات رافضىها دانسته است . احاديثى كه وى نقل كرده است ، در صحيح ترمذى و صحيح ابو داود و ساير كتب احاديث اهل تسنن موجود است .
ابن سعد در طبقات ، وى را نام برده ، گفته است : وى شيعهاى سرسخت بود . « 1 » گمان مىبرند كه او ، در ميان سپاهيان خاص مختار بود كه وى را با 800 نفر به جنگ عبد اللّه بن زبير فرستاد تا بر او حمله برد و نگذارد كه محمّد بن حنفيه به خواستهء ابن زبير تن بدهد . و اين ، در وقتى بود كه ابن زبير ، ابن حنفيه و بنى هاشم را محاصره كرده بود و اطراف آنان را هيزم ريخته بود تا آنها را آتش بزند ؛ زيرا آنها از بيعتش امتناع مىورزيدند . ابو عبد اللّه جدلى آنها را از اين خطر نجات داد . خداوند وى را از ناحيهء خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جزاى خير دهد .
اين آخرين نفر از كسانى است كه مىخواستيم در اين فرصت كوتاه برشماريم . اينها صد نفر از ابطال و قهرمانان قداست و تقواى شيعهاند و حجت براى اهل سنت ؛ ظروف علوم امت كه به وسيلهء آنها آثار نبوت حفظ گرديد و مدار كتب صحاح ، مسند و سنن قرار گرفت . آنها را با نام ذكر كرديم و تصريحات دانشمندان اهل تسنن بر تشيع آنها و استدلال به سخنان آنها را بيان نموديم ، باشد كه اهل سنت ، طبق احكام خود ، عمل نمايند و بر مقررات خويش پايبند گردند .
من گمان مىكنم به زودى اعتراض كنندگانى كه خيال مىكنند ؛ اهل سنت به رجال شيعه استدلال نمىكنند ، به اشتباه خود پى خواهند برد .
به زودى خواهند دانست كه مدار قبول روايت بر صدق و امانت است ، بدون تفاوت در اينكه راوى شيعه است يا سنى . و اگر بنا شود احاديث نقل شده از ناحيهء شيعه مطلقا مردود شود ، آثار نبوت از بين خواهد رفت ، - چنانكه ذهبى ، در شرح حال ابان بن تغلب
هامش
( 1 ) - جزء ششم ، صفحهء 159 و يادآور شده كه اسم او « عبدة بن عبد بن عبد اللّه بن ابى يعمر » است .