الحكمة ، فإنّي لم أجعل الحكمة في قلب أحد إلّا و أردت أن أغفر له ، فتعلّمها ثمّ اعمل بها ثمّ أبذلها كى تنال كرامتي في الدّنيا و الآخرة .
[ الحديث 188 من أطاع الله لم يكله إلى غيره ]
و فيه أيضا : باب « خاتم الأنبياء » قال : ( يعنى أبا جعفر عليه السّلام ) و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : قال اللّه جلّ جلاله : أيّما عبد أطاعني لم أكله إلى غيري ، و أيّما عبد عصاني وكلته إلى نفسه ثمّ لم ابال بأىّ و ادهلك .
هامش
و برتر از هر چيز بموسى عليه السّلام فرموده : بزرگ شمار حكمت را ( يعنى معارف حقه الهيه را ) زيرا من قرار ندادم حكمت را در دل كسى مگر آنكه خواستم او را بيامرزم ، پس يادگير حكمت را و عمل نما به آن ، سپس بذل و بخشش كن آن را ( يعنى به ديگران بياموز ) تا بكرامت دنيا و آخرت من نائل شوى .اى دل آنجا رو كه با تو روشنند * وز بلاها مر ترا چون گلشنند
در ميان جان ترا جا مىكنند * تا ترا پر باده چون جامى كنند
در ميان جان ايشان خانه گير * در فلك خانه كن اى بدر منير
جزء را از كل خود پرهيز نيست * با مخالف اين همه آميز چيست
مر ترا دشنام و سيلى شهان * بهتر آيد از ثناى گمرهان( 1 ) 188 - و نيز در همان كتاب : باب « خاتم انبياء صلّى اللَّه عليه و آله » است كه فرمود :
( يعنى حضرت باقر عليه السّلام ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : خداى با عظمت و جلال فرموده :
هر بندهاى كه اطاعت و فرمانبرى من كند او را به غير خود وانگذارم ( امور او را خود تكفل و اصلاح نمايم ) و هر بندهاى كه نافرمانى من كند او را به خودش واگذارم و باكى نباشد مرا كه بكدام سرزمين هلاك شود ( خلاف مصلحت من نيست كه او را نگهدارى و حفظ ننمايم كه بهر كجا و بهر سبب هلاك شود نتيجه اعمال خود اوست .هر كه بينى در زيانى ميرود * گر چه تنها با عوانى ميرود
گر از او واقف بدى افغان زدى * پيش آن سلطان سلطانان شدى
ريختى بر سر به پيش شاه خاك * تا امان ديدى ز ديو سهمناك
مير ديدى خويش را اى كم ز مور * زان نديدى آن موكل را تو كور
غره گشتى زين دروغين پر و بال * پر و بالى كو كشد سوى و بال
پر سبك دارد ره بالا كند * چون گل آلو شد گرانيها كند
جهد كن پر را گل آلوده مكن * ليك گوشت كر شد و پندم كهن