فصل دوم : در فضل صلهءرحم و مراعات حقوق خويشان و بدى قطيعه رحم
مراد از صلهءرحم نيكويى كردن است با اقربا و خويشان ، چون فرزندان و برادران و خواهران و برادرزادگان و خواهرزادگان و اعمام و اخوال و اولاد اعمام و اولاد اخوال ، و على هذا القياس .
مجملا ، هركسى كه او را قرابتى بوده باشد ، ليكن مراعات خويشان هرچند نزديكتر باشند بيشتر بايد نمود . و صلهءرحم مهربانى است و احسان و شكفتگى و بشاشت در حين تلاقى و بذل مال به اندازهء وسعت خود و حاجت ايشان و اهداى عطايا و ارسال هدايا و انجاح « 1 » حاجات و حضور جنايز و عيادت مرضى و پرسيدن احوال و خبرگيرى و مشاركت در حزن و سرور و عفو از سفههاى « 2 » ايشان و حلم و كظم غيظ و عدم مؤاخذه بر تقصيرات ايشان و پوشيدن عيبهاى ايشان و اجلال و توقير بزرگ ايشان ، و ترحّم بر كوچك ايشان و نصيحت و ارشاد و هدايت و تعليم و تأديب و زيارت و ذكر به خير و محمدت در موضع خود و امثال آن .
و قطعرحم گسستن و مهاجرت و ايذاء و اهانت و دورى و امثال آن است . و قطعرحم از جمله گناههاى كبيره است و نصوص در فضيلت صلهءرحم و مذمّت قطعرحم بسيار است . خداى عز و جلّ فرموده :
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ . أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
« 3 » . يعنى : « آن كسانى كه مىشكنند عهدى كه با خداى دارند ، بعد از استوار ساختن آن ، و قطع مىكنند و گسسته مىگردانند آن چيزى را كه خداى عز و جلّ به پيوسته داشتن آن امر فرموده - و مراد پيوستن رحم است - و فساد مىكنند در زمين به اتلاف اموال و نفوس و اضلال خلق و ايقاع فتنهها ، آن جماعت از براى ايشان است لعنت و از براى ايشان است بدى خانه و سراى - يعنى ، منزل ايشان در آخرت جاى بدى است كه جهنّم باشد . »
و خداى عز و جلّ فرمود :
وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً
« 4 » يعنى : « بپرهيزيد خدايى را كه مسائله « 5 » مىكنند به او و رحمها . به درستى كه خداى عز و جلّ بر
هامش
( 1 ) . برآوردن .
( 2 ) . كمخردى .
( 3 ) . رعد : 25 .
( 4 ) . نساء : 1 .
( 5 ) . سؤال كردن .