خداى عز و جلّ جهت مجاهدان در راه حقّ و كشتگان در طريق دين قرار داده و دنياى فانى منقضى را بر نعيم اخروى و حيات ابدى ترجيح داده . خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده :
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ
[ 94 آ ]
عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ . »
« 1 » يعنى : « گمان مبر آن كسانى كه را كه كشته شدهاند ، در راه خداى مردگان ، بلكه ايشان زندگانند نزد پروردگار ؛ مرزوقانند و خوشحالانند به آنچه مىدهد به ايشان خداى عز و جلّ از فضل خود . »
و حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه - فرموده كه ، « الشّجاعة نصرة حاضرة و قبيلة ظاهرة . » « 2 » يعنى : « شجاعت نصرتى است حاضر و قبيلهاى است ظاهر . » چه مرد شجاع را قوّت دل و دليرى او مستغنى از قبايل و عشاير مىگرداند ، و بسيار بوده كه زور دل و بازوى يك شجاع ، كه در ميان گروهى بوده لشكرى عظيم شكسته شده ، چنان كه بسيار شده كه از فرار يك بيدل لشكرى شگرف به هم برآمده و سرانجام به استيصال آن قوم منجر شده ، و بسيار بوده كه يك كس از كمال قوّت و توانايى بر جمعى انبوه غالب شده . [ 98 آ ]
حكايت « 3 »
ابو على كرد روايت كرده كه ، وقتى من با هفتاد سوار راه بيابان طوس را بسته بودم « 4 » .
ناگاه سوارى را ديديم كه چهل خروار قماش داشت و از اشروسنه « 5 » ، كه شهرى است از شهرهاى ماوراء النّهر ، به جانب مكّه مىرفت و به غير از دو سه غلام ، كسى ديگر همراه او نبود . چون جوان فرود آمده به خواب رفت ، بر سر او تاخته او را گرفتيم و اموالش را در
هامش
( 1 ) . آل عمران : 169 و 170 .
( 2 ) . غرر الحكم ، ش 1700 : « . . . و فضيلة ظاهرة » .
( 3 ) . به تناسب موضوع 2 برابر ارجاع نسخهء اصل اين حكايت از آغاز صفحهء 98 آ نقل شد .
( 4 ) . اصل : « بوديم » .
( 5 ) . اصل : « اشيروسته » . در منابع جغرافيايى اسلامى به صورتهاى گوناگون ، مانند اشروسنه ، اسروشنه ، شروسنه و سروشنه ، ضبط شده است . اين شهر در ماوراء النهر ميان سيحون و سمرقند واقع بوده و تا سمرقند بيست و شش فرسنگ فاصله داشته است . اصطخرى معتقد است شهرى به اين نام نداريم ، بلكه اشروسنه اقليمى است به اين نام . ر ك : معجم البلدان ، ج 1 ، ص 197 ؛ اصطخرى ، ص 256 .