فصل چهارم : در فضيلت توكّل و رضا
خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده :
وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
« 1 » يعنى : « بر خداى عز و جلّ توكّل كنيد اگر شما از اهل ايمانيد . » و فرموده :
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
« 2 » خطاب است به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله . مضمون خطاب شريف آن است كه ، « هرگاه عزم كردى بر امرى از امور ، توكّل كن بر خداى عز و جلّ به درستى كه خداى [ 74 ب ] دوست مىدارد متوكّلان را . و فرموده :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
« 3 » يعنى : « هركه توكّل كرد بر خداى عز و جلّ او بس است او را . » يعنى ، كفايت مهمّات و وصول به سعادات او را به تأييد الهى حاصل مىشود . و خداى عز و جلّ فرموده در مدح جمعى از مؤمنان كه ،
« رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ . »
« 4 » يعنى : « خداى عز و جلّ از ايشان خشنود شد و ايشان از خداى خشنود شدند . »
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه ، « خداى عز و جلّ وحى فرستاد به حضرت داوود عليه السّلام كه ، معتصم نشد به من هيچ بندهاى از بندگان ، بدون يكى از خلق من كه شناخته باشم من اين را از نيّت او . پس ، كيد كند با او آسمانها و زمينها و آنچه در آسمانها و زمينهاست ، مگر آنكه مىگردانم به جهت او بدر شد از ميان ايشان . و معتصم نشد بندهاى از بندگان من به يكى از خلق من كه شناخته باشم آن را از نيّت او ، مگر آنكه قطع مىكنم اسباب آسمانها [ را ] از دست او و غايب مىسازم زمين را از زير او و باكى ندارم كه به كدام وادى هلاك شود . »
و آن حضرت فرموده كه ، « توانگرى و عزّت جولان مىكنند ؛ پس هرگاه فيروزى يافتند به موضع توكّل وطن مىكنند در آنجا . »
و على بن سويد گويد كه ، « از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام پرسيدم از آيهء
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
حضرت فرمود : « توكّل بر چند درجه است : اوّل آنكه توكّل كنى بر خداى تعالى در امورت بالتّمام . پس ، هرچه با تو كند ، به آن راضى باشى و دانى كه بازنمىدارد از تو خيرى و فضلى را و بدانى كه حكم در آن به سوى اوست . پس ، توكّل
هامش
( 1 ) . مائده : 23 .
( 2 ) . آل عمران : 159 .
( 3 ) . طلاق : 3 .
( 4 ) . مائده : 119 .