حاصل مىشود . پس ، اگر روزى چند ايّام بر خلاف آرزو گذرد و دشمنان كامياب باشند ، صبر بايد كرد كه زود فرصت به دست خواهد آمد .
و فرموده : « افضل ما يستمدّ به النّعمة الشّكر و افضل ما يمحص به المحنة الصّبر . » « 1 » يعنى : « بهتر چيزى كه به آن استمداد كند ، نعمت شكر است و بهتر چيزى كه به آن گداخته مىشود ، محنت صبر است . » و فرموده كه ، « أحمد الامور عاقبة الصّبر . » « 2 » يعنى :
« محمودتر امور به حسب عاقبت صبر است . » و فرموده : « إصبر على مفيض مرارة الحقّ و ايّاك ان تخدع لحلاوة الباطل . » « 3 » يعنى : « صبر كن بر درد تلخى حق و بپرهيز از آنكه تو را فريب دهد شيرينى باطل . »
و بوزرجمهر « 4 » حكيم گفته : « نديدم ظهيرى بر ثقل و گرانى دولتها مانند صبر ؛ و نديدم ذليلكنندهء حاسدان مانند تحمّل ؛ و نديدم كسبكنندهء اجلال و بزرگى مثل نگاه داشتن خود از مزاح ؛ و نديدم كشانندهء بغض مانند عجب و خودبينى ؛ و نديدم تلفكنندهء مرادات مانند استعمال هزل در مواضع جدّ . »
و بايد كه عاقل هرگاه در سختى و شدّتى گرفتار آيد ، بايد كه انديشه كند كه اين سختى را دوامى نخواهد بود و بقايى نخواهد داشت ، چه همه چيز دنيا از آسانى و دشوارى و دولت و نكبت و رنج و راحت در معرض زوال و انتقال است و هيچ كدام را دوامى نيست ، و بناى اين جهان كون و فساد بر تغيير و زوال است و سختيها را عنقريب آسانى در عقب است و لهذا حضرت امام حسين عليه السّلام در بعضى ادعيهء شريفهء خود فرمودهاند : « الهى انّ اختلاف تدبيرك و سرعة طواء مقاديرك قدمنعا عبادك العارفين بك عن السّكون الى عطاء و اليأس فى بلاء . » « 5 » يعنى : « الهى به درستى كه اختلاف تدبير تو و سرعت طىّ شدن تقديرهاى تو منع كرده بندگان شناساى تو را از ساكن شدن و آرام گرفتن به عطاها و مأيوس شدن در بلاها . »
هامش
( 1 ) . همان ، 3348 : « ابلغ ما تستمد به النعمة الشكر و اعظم ما تمحص به المحنة الصبر » .
( 2 ) . همان ، ش 3348 .
( 3 ) . همان ، ش 3472 « اصبر على مرارة الحقّ و اياك ان تنخدع لحلاوة الباطل » .
( 4 ) . اصل : « ابو ذر جمهر » .
( 5 ) . بحار الانوار ، جلد 98 ، ص 225 .