حايز شرايط - نه تمامى امّت - صورت پذيرد . « 1 » او اين گزينش را براى انعقاد امامت به دو صورت مجزّى بر مىشمرد : يكى به اختيار اهل حلّ و عقد ، و ديگرى به دست امام قبلى . « 2 »
سومين جريان عمده در صدر اسلام ، موضع كسانى بود كه مواضع سنيان و شيعيان ، هردو ، را ردّ مىكردند و خوارج ناميده مىشدند . « 3 » خوارج معتقد بودند محدود ساختن امامت به خانوادهء قريش توسّط اهل سنت اعتبارى ندارد ، و بر طبق ديدگاه آنان ، ضرورتى نبود كه امام به قبيله يا خانوادهء خاصّى تعلّق داشته باشد ، و اين نظرى بود كه در برابر عقيدهء شيعه قرار داشت . آنان معتقد بودند كه امام حتّى مىتواند يك عبد باشد ، و تنها شرطى كه قرار مىدادند اين بود كه او بايد شايستهترين مسلمان زمان خود و حاكم خوبى باشد . « 4 » خوارج ، بر خلاف شيعه ، بر آن بودند كه عناصر دينى و سياسى امامت را از هم منفكّ سازند ، در حالى كه شيعيان بيشتر بر عناصر دينى تأكيد مىورزيدند . « 5 »
آنچه كه در باب عقايد سياسى شريعتمداران به اشاره گفته شد ، باورهاى آرمانى فقيهان هريك از سه گروه است ؛ منتهى اين اعتقادات بسيار تحت تأثير حوادث اجتماعى و سياسى قرار گرفته است و بايد در سير زمانى آن مورد بررسى قرار گيرد تا معلوم گردد كه تجديد نظرهاى به عمل آمده در انديشهء سياسى ، تا چه اندازه تابعى بوده است از اوضاع و احوال متغيّر زمانه .
نظريهء انديشمندان عقلى
از ميان رفتن يكپارچگى سرزمينهاى اسلامى و سلطهء دستگاه خلافت ، و مقهور گشتن خليفه به دست اميران و شاهان و همچنين تأسيس حكومتهاى نوينى در ديگر اقطار با نام خلافت « 6 » موجب بروز بحرانى سياسى در جهان اسلام و ايجاد ترديد و
هامش
( 1 ) . دولت و حكومت در دورهء ميانهء اسلام ، صص 105 و 106 .
( 2 ) . نظام الحكم فى الاسلام ، ص 79 .
( 3 ) . انديشهء سياسى در اسلام معاصر ، ص 24 .
( 4 ) . دولت و حكومت در دورهء ميانهء اسلام ، ص 31 .
( 5 ) . همان ، ص 30 .
( 6 ) . امويان كه پس از سقوط حكومت سلطنتى خويش موفق شده بودند در سال 138 ق . در اندلس دولت مستقلّى