وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا
« 1 » يعنى : « راه مرو در زمين از روى نشاط و كبر كه به درستى كه تو نمىشكافى زمين را و به كوهها نمىرسى از طول » . و فرموده :
وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ
« 2 » يعنى :
« طلب ميانهروى كن در رفتار خود و پست گردان آواز خود را كه ناخوشترين آوازها آواز الاغ است » . و فرض گردانيده خداى عز و جلّ بر رو سجده كردن از جهت خداى عز و جلّ در شب و روز در وقتهاى نماز . و فرموده :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
« 3 » يعنى :
« اى گروهى كه ايمان آوردهايد ركوع كنيد و سجود كنيد و بكنيد كار خير را به اميد آنكه فلاح و رستگارى يابيد ، و اين فريضهاى است جامع بر رو و دستها و پايها » .
فرمود حضرت كه ، « هر كس ملاقات كند با خداى عز و جلّ در حالتى كه حافظ جوارح خود باشد و وفا كرده باشد به هرجارحهاى از جوارح او ، آنچه فرض گردانيده خداى عز و جلّ بر آن جارحه ، ملاقات مىكند با خداى عز و جلّ در حالى كه مستكمل ايمان خود است ، و او از اهل بهشت است ؛ و هر كه خيانت كند در چيزى از آنها يا تعدّى كند از آن چيزى كه امر كرده خداى عز و جلّ به آن ، ملاقات مىكند با خداى عز و جلّ ناقص الايمان ) .
تمام شد آنچه قصد نقل آن بود ، از جمله حديث مذكور ، و از اين حديث ملخّص مىشود كه اين مرتبه ايمان آن است كه هر عضوى فرايض الهى را بهجا آورد و مرتكب منهيّات نشود . و ايمان را درجهاى [ 24 ب ] ديگر هست از اينها بالاتر ، و آن مرتبه سابقان و مقرّبان است . و آن مؤمنان گروهىاند كه به غير خداى عز و جلّ به هيچچيز متوجّه نمىشوند و ايشان را التفات به هيچچيز از دنيا و آخرت نباشد و رضاى ايشان تابع رضاى الهى باشد ، هرچه خدا به ايشان دهد به آن راضى باشند . اگر خدا صحّت دهد آن را خواهند ، و اگر مرض دهد آن را خواهند ، و اگر فقر دهد فقر را دوست دارند ، و اگر غنا دهد غنا را دوست دارند ، و اگر حيات دهد حيات را دوست دارند ، و اگر مرگ دهد مرگ را دوست دارند . بههرحال ، راضى باشند و حالى ديگر نخواهند و چيزى ديگر نطلبند ؛ و اين
هامش
( 1 ) . اسراء : 37 .
( 2 ) . لقمان : 19 .
( 3 ) . حجّ : 77 .