باب دوم در بيان تحصيل حقيقت ايمان و شناخت معبود حقيقى و مقرّبان درگاه احديّت ، كه اصل سرچشمهء حيات و رستگارى است
و در اين باب بيان مراتب و درجات آن به حسب زياده و نقصان مىشود .
و در اين باب دو فصل است :
فصل اوّل : در بيان حقيقت ايمان و كيفيت معرفتهايى كه ضرور است در اصل دين .
در باب سابق ، بيان آن شد كه وظيفهء عاقل آن است كه در اين دنيا تحصيل حيات ابدى نمايد و كوشش جهت چيزى كند كه باعث نجات و رستگارى و ايمنى از عذاب باشد . و اصل و سرچشمه و معدن چيزهايى كه باعث نجات و رستگارى است ايمان است ؛ لاجرم ، در اين مقام متوجّه شرح ايمان مىشويم .
خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده :
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
« 1 » يعنى : « ايمان آريد به خدا و رسول و نورى و روشنايى كه ما آن را فرستاديم ، و مراد از آن نور قرآن است ، و خداى عز و جلّ به آنچه شما مىكنيد داناست . »
آنگاه مىفرمايد :
يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ
« 2 » يعنى : « ياد كنيد روزى را كه جمع مىگرداند خداى عز و جلّ شما را براى روز جمع ، يعنى روز قيامت ، و آن روز تغابن است . » و تغابن از غبن است ؛ يعنى ، فوت حظّ و بهره .
وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
« 3 » و هركه ايمان آرد به خداى و عمل صالح بهجا آورد ،
هامش
( 1 ) . تغابن : 8 .
( 2 ) . تغابن : 9 .
( 3 ) . تغابن : 9 .