روايت كرده است .
ابن عباس گفته است : خيمه درّى است ميان تهى كه يك فرسنگ در يك فرسنگ است و داراى چهار هزار لنگهء دراز طلاست .
ابو سعيد خدرى گفته است : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء قول خداوند :
وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ
« 1 » ، فرمود :
ميان دو فرش به اندازهء ميان آسمان و زمين است « 2 » . »
چگونگى خوراك بهشتيان
( 1 ) شرح طعام اهل بهشت در قرآن ذكر شده كه عبارت از ميوهها ، گوشت پرندگان فربه ، منّ و سلوا ، عسل ، شير و اقسام بسيار ديگرى است كه قابل شمارش نيست . خداوند فرموده است :
كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً
« 3 » . همچنين خداوند آشاميدنيهاى بهشتيان را در جاهاى بسيارى از قرآن بيان فرموده است . ثوبان غلام پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گفته است : در نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ايستاده بودم كه يكى از دانشمندان يهود وارد شد و پرسشهايى را مطرح كرد و پرسيد : نخستين كس از مردم كه از صراط مىگذرد كيست ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « مستمندان مهاجرين » ، يهودى گفت : هنگامى كه وارد بهشت مىشوند تحفهء آنها چيست ؟ فرمود : « زايدهء جگر ماهى » گفت : پس از آن غذاى آنها چه خواهد بود ، فرمود : « گاو بهشتى كه در اطراف بهشت مىچرد براى آنها كشته مىشود » ، يهودى گفت : شراب آنها چيست ؟ فرمود : از
عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا
« 4 » ، يهودى گفت :
راست فرمودى « 5 » .
زيد بن ارقم گفته است : مردى يهودى نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد : اى ابو القاسم آيا ادعا نمىكنى كه اهل بهشت در آن مىخورند و مىآشامند ؟ و به يارانش گفت : اگر بدين
هامش
( 1 ) واقعه / 34 : و همسرانى گرانقدر . ( برخى از مفسران فرش را به معناى حقيقى آن ( نه به معناى كنايى ) تفسير كردهاند و آن را اشاره به فرشها و بسترهاى بسيار گرانبها و پر ارزش بهشت دانستهاند . تفسير نمونه . - م )
( 2 ) سنن ترمذى ، ج 10 ، ص 11 ، ابن ابى الدنيا ، الترغيب .
( 3 ) بقره / 25 : . . . هر زمان كه ميوهاى از آن به آنها داده مىشود مىگويند اين همان است كه قبلا به ما روزى شده بود ( ولى چقدر اينها از آنها بهتر و عاليتر است ) و ميوههايى كه براى آنها مىآورند همه ( از نظر خوبى و زيبايى ) يكساناند .
( 4 ) انسان / 18 : از چشمهاى در بهشت كه نامش سلسبيل است مىنوشند .
( 5 ) صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 173 از حديث ثوبان با زيادهاى در اول و آخر آن .