عرق اهل محشر
( 1 ) سپس در ازدحام خلايق و اجتماع آنها در محشر بينديش كه در اين موقف اهل آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه و همهء فرشتگان و جنّ و انس و شياطين و وحوش و درّندگان و پرندگان حضور دارند و خورشيد بر آنها مىتابد در حالى كه گرمى آن چند برابر شده « 1 » و آسانى آن بدل به دشوارى گرديده و به اندازهء دو كمان به سر جهانيان نزديك شده و بر روى زمين سايهاى جز سايهء عرش خداوند باقى نمانده و ممكن نيست كسى جز مقرّبان در سايهء عرش او قرار گيرد . از اين رو دستهاى در سايه عرش الهى جاى دارند ، و گروهى در معرض آفتاب سوزانند كه گرمى آن آنها را گداخته و بر اثر شدّت تابش آن غم و اندوه آنها فزونى يافته است . خلايق به سبب ازدحام جمعيّت و آمد و شد اهل محشر يكديگر را دفع و از خود دور مىكنند و اين اضافه بر شدّت شرمسارى آنها از افتضاح و رسوايى به هنگام عرض اعمالشان بر خداوند جبّار است . لذا شدّت تابش خورشيد و حرارت آن و گرمى نفسها و سوزش دلها با آتش شرم و ترس دست به هم مىدهد و عرق را از بيخ هر موى انسان جارى و بر روى زمين محشر سرازير مىكند . سپس به اندازه منزلتى كه هر انسان در پيشگاه خدا دارد عرق از حدود اندام آنها بالا مىرود ، بعضى را تا حدّ زانوى آنها مىرسد ، و برخى را تا كمر ، و دستهاى را تا نرمهء گوش فرا مىگيرد و گروهى نزديك است كه در آن غرق شوند . ابن عمر گفته : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « روزى كه مردم براى پروردگار جهانيان به پا مىخيزند كسانى از آنان تا نيمهء گوش در عرق خود فرو مىروند . » « 2 » ابو هريره گفته است : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « روز قيامت مردم به حدّى عرق مىكنند كه عرق آنها هفتاد گز بر روى زمين جارى مىشود و زبان آنها را لگام مىكند و به گوشهايشان مىرسد » ، و اين حديث را بخارى و مسلم در صحيح خودشان روايت كردهاند « 3 » . در حديث ديگرى آمده است : « مردم چهل سال ايستاده و چشم به آسمان مىدوزند و از شدّت اندوه
هامش
( 1 ) اين گفتار با قول خداوند متعال كه فرموده است :إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ، و نيز :وَ خَسَفَ الْقَمَرُ وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ، و نيز گفتار سابق غزّالى كه گفته است : ماه و خورشيد محو و زمين به سبب خاموشى چراغ آن تاريك مىشود . . . تا آخر آن ، سازگار نيست . آرى رواياتى نقل شده كه گرماى روز قيامت شديد است ، ليكن احكام قيامت و شرايط آن غير از شرايط دنياست و گرماى قيامت و روشنايى آن را با روشنايى دنيا و گرماى آن نمىتوان مقايسه كرد و كسى كه آنها را با يكديگر مقايسه كند نشانه نقصان فهم و عدم تدبّر او در آيات الهى است .
( 2 ) صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 138 ؛ صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 157 . مسند احمد ، ج 2 ، ص 107 .
( 3 ) صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 138 ، صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 158 و در آن زيادهاى است .