بنابراين انسان بايد نفس خويش را در همهء اين اوقات سه گانه بازجويى و مراقبت كند .
هنگامى كه از اداى واجب فراغت مىيابد و قادر بر اداى مستحبات است بايد افضل اين اعمال را بيابد و بدان مشغول شود ؛ زيرا كسى كه سود بيشتر را از دست دهد در حالى كه قادر بر به دست آوردن آن مىباشد مغبون است ، و با به جا آوردن مستحباتى كه ثوابهاى بيشترى دارند مىتوان به اين سودها رسيد . از اين راه است كه انسان مىتواند از دنياى خود براى آخرتش بهره گيرد چنان كه خداوند فرموده است :
وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
« 1 » ، و همهء اينها با يك ساعت صبر ميسر است . چه اوقات آدمى سه ساعت است :
1 - ساعتى كه بر انسان به سختى يا به آسايش گذشته است و اكنون از آن در رنج نيست .
2 - ساعتى كه آينده است و هنوز نيامده و انسان نمىداند تا آن ساعت زنده مىماند يا نه و آگاه نيست كه خدا در آن چه مقدر كرده است .
3 - ساعتى كه حاضر است و بايد در آن با نفس خود مجاهده و پروردگار را مراقبت كند .
بنابراين هرگاه ساعت دوم فرا نرسد نبايد بر فوت آن اندوه خورد ، و اگر فرا رسد حق خود را از آن استيفاء خواهد كرد چنان كه از ساعت اول به دست آورده است ؛ و نبايد آرزوهاى پنجاه ساله داشته باشد تا عزم او بر مراقبه طولانى شود بلكه دقت خود را مغتنم شمارد و گمان كند كه در آخرين لحظات عمر خويش است ، و شايد واقعا در آخرين نفسهاى خود باشد و او نداند ؛ و چون اين امر قابل امكان است لذا بايد به گونهاى باشد كه اگر مرگ او فرا رسد كراهت نداشته باشد از اين كه بر آن حالت مرده است ، و همهء احوال او منطبق باشد بر آنچه ابوذر از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده است كه : « مؤمن جز براى سه چيز كوچ نمىكند :
فراهم كردن توشه براى آخرت يا ترميم معيشت و يا كسب لذّتى كه حرام نباشد « 2 » ؛ و نيز بر آنچه در اين معنا از آن حضرت نقل كردهاند كه : « براى خردمند بايد چهار ساعت باشد :
ساعتى كه در آن با پروردگارش راز و نياز گويد ، ساعتى كه در آن نفس خويش را حسابرسى كند ، ساعتى كه در آن در صنع خدا بينديشد و ساعتى كه در آن به خوردن و آشاميدن بپردازد ، و اين ساعت كمكى براى او بر بقيه ساعتهاست « 3 » » . آنگاه در اين ساعتى كه جوارح او به
هامش
( 1 ) قصص / 77 : . . . و بهرهات را از دنيا فراموش مكن .
( 2 ) الفقيه صدوق ، ص 221 ، خصال ، ابواب سه گانه از امام صادق عليه السّلام و در اينها آمده است : « در حكمت آل داوود عليه السّلام است . . . » ابن حبان ، احمد ، حاكم و آن را بدين گونه صحيح دانستهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است :
« در صحف موسى عليه السّلام است . . . »
( 3 ) اين بقيه حديث ابى ذر است كه پيش از اين ذكر شد ، معاني الاخبار صدوق ، كمال الذين صدوق نظير آن و سابقا نقل شده است .