أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ
« 1 » ؛ و نيز :
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى
« 2 » ؛ و نيز :
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً
« 3 » ؛ و نيز :
وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ ، وَ الَّذِينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ
« 4 » .
نقل شده است زليخا به هنگامى كه با يوسف خلوت كرد برخاست و روى بت خود را پوشانيد ، يوسف گفت : چگونه تو از مراقبت بى جانم شرم مىكنى و من از مراقبت خداوند جبار شرم نكنم ؟
و نيز حكايت كردهاند جوانى كنيزكى را در شب به مباشرت دعوت كرد . كنيزك گفت :
آيا شرم نمىكنى ؟ پاسخ داد : از چه كسى شرم كنم جز ستارگان كسى ما را نمىبيند ، گفت :
پس آفرينندهء ستارگان كجا شد ؟
مردى به جنيد گفت : به چه چيز براى فرو بستن چشم كمك گيرم ، پاسخ داد : به اين كه مىدانى نگاه ناظر بر تو بر نگاه تو به كسى كه نگاهش مىكنى سبقت دارد ؛ و نيز جنيد گفته است : با مراقبت محقق مىشود كه چه كسى از فوت بهرهء خود از پروردگارش بيم دارد .
گفتهاند : در حديث قدسى آمده است : در جنّات عدن كسانى سكنا مىيابند كه چون قصد گناه مىكنند عظمت مرا به ياد مىآورند و مراقب من هستند و نيز آنانى كه پشت آنها از بيم من كوژ شده است . به عزّت و جلالم سوگند هنگامى كه قصد عذاب اهل زمين مىكنم چون به آنهايى كه گرسنگى و تشنگى را از بيم من تحمل مىكنند مىنگرم عذاب را از آنها دور مىگردانم ، روايت شده است كه خداوند به فرشتگان فرموده است : شما بر ظواهر گماشته شدهايد و من مراقب بواطنم .
حقيقت مراقبه و درجات آن
( 1 ) بدان حقيقت مراقبت در نظر گرفتن مراقب و توجه دادن فكر به سوى اوست ، و هر كس از كارى به سبب رعايت ديگرى دورى جويد گفته مىشود : فلانى را در نظر گرفت و جانب او را رعايت كرد . مراد از اين مراقبت حالتى است در دل كه آن را نوعى معرفت به بار مىآورد ، و ثمرهء آن پديد آمدن اعمالى در دل و جوارح است .
هامش
( 1 ) رعد / 33 : آيا كسى كه بالاى سر همه با اعمالى كه كسب كردهاند ايستاده است . . .
( 2 ) علق / 14 : آيا او نمىداند خداوند ( همه اعمالش را ) مىبيند .
( 3 ) نساء / 1 : . . . خداوند مراقب شماست .
( 4 ) معارج / 32 و 33 : و آنها كه امانتها و عهد خود را رعايت مىكنند ، و آنها كه به اداى گواهى حق قيام مىكنند .