مغروران و فريفته شدگان از جمله افسانهها به شمار مىآيند .
نخستين اين داستانها سرگذشت آدم عليه السّلام و ابليس است . آيا نمىبينى چگونه در واژههاى معصيت و مخالفت با هم مشتركند سپس در گزينش و عصمت از هم متمايز مىشوند . امّا ابليس از رحمت خدا نااميد گرديد و گفته شد از رانده شدگان است ، ليكن دربارهء آدم فرمود :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى ، ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى
« 1 » . از اين رو انبساط و دليرى از برخى بندگان بر خلاف بعضى ديگر محتمل است . از انبساط انس قول موسى عليه السّلام است كه گفت :
إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ
« 2 » ، و چون به وى گفته شد :
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى *
« 3 » بر سبيل تعلّل و اعتذار گفت :
وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ
« 4 » . همچنين :
وَ يَضِيقُ صَدْرِي
« 5 » ؛ و نيز :
إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى
« 6 » ، اين سخنان از غير موسى عليه السّلام سوء ادب است چه كسى را كه در مقام انس جا دادهاند به او ملاطفت و از او تحمّل مىشود .
و از يونس عليه السّلام به كمتر از اين تحمّل نشد چه او در مقام قبض و هيبت قرار گرفته بود لذا به زندانى شدن در شكم ماهى در ظلمات سه گانه مجازات و به ادامهء آن تا روز حشر تهديد شد ، و فرمود :
لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ
« 7 » . و پيامبر ما عليه السّلام را نهى كرد از اين كه به او اقتدا كند ، و به او فرمود :
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ
« 8 » .
هامش
( 1 ) طه 121 و 122 - آدم پروردگارش را نافرمانى كرد و از پاداش او محروم شد . سپس پروردگارش او را برگزيد و توبهاش را پذيرفت و هدايتش كرد .
( 2 ) اعراف / 155 : . . . اين جز آزمايش تو نيست كه هر كس را بخواهى ( و محقّق بدانى ) گمراه مىسازى و هر كس را بخواهى ( و شايسته بينى ) هدايت مىكنى .
( 3 ) طه / 25 : برو به سوى فرعون كه او طغيان كرده است .
( 4 ) شعراء / 13 و 12 : و سينهام تنگ مىشود . . . و آنها بر من ( به اعتقاد خودشان ) گناهى دارند بيم دارم مرا به قتل برسانند .
( 5 ) شعراء / 13 و 12 : و سينهام تنگ مىشود . . . و آنها بر من ( به اعتقاد خودشان ) گناهى دارند بيم دارم مرا به قتل برسانند .
( 6 ) طه / 46 : ( موسى و هارون ) گفتند : پروردگار را از اين مىترسيم كه او بر ما پيشى گيرد يا سركشى كند .
( 7 ) قلم / 49 : و اگر رحمت خدا به ياريش نيامده بود به صحراى بى گياهى افكنده مىشد در حالى كه ملامت شده بود .
( 8 ) قلم 48 : پس صبر كن و منتظر فرمان پروردگارت باش و مانند صاحب ماهى ( يونس ) مباش در آن زمان كه خدا را خواند در حالى كه مملوّ از اندوه بود .