غزّالى مىگويد :
بنابر اين هرگاه كاسب آداب كسب و شرايط نيّت را چنان كه پيش از اين در كتاب كسب گفته شد رعايت كند و قصد او افزون طلبى نباشد و بر سرمايه و كاردانى خود تكيه نكند متوكّل خواهد بود .
اگر بگويى : نشانهء عدم اتّكاى او به سرمايه و كاردانىاش چيست ؟
پاسخ اين است كه نشانهاش آن كه اگر سرمايهاش به سرقت رود يا در بازرگانى دچار زيان شود ، يا يكى از كارهايش معوّق ماند بدان راضى باشد و آرامش خاطرش را از دست ندهد و دلش مضطرب نشود بلكه حالت دلش از نظر سكون و آرامش با حالتى كه در سابق داشته يكى باشد ؛ زيرا كسى كه به چيزى آرامش نمىيابد فقدان آن او را دچار اضطراب نمىكند ، و آن كه از فقدان چيزى مضطرب مىشود با وجود آن آرامش مىيابد . مادام كه ايمان بنده كامل نشده است به اين كه فاعل و روزى دهندهاى جز خدا وجود ندارد ، و همهء آنچه براى بنده مقرّر فرموده اعمّ از نادارى و توانگرى و مرگ و زندگى براى او خير و خوبى بوده و بهتر از چيزى است كه بنده براى خود آرزو مىكند حالت توكّل او كمال نيافته است ؛ زيرا همان طورى كه پيش از اين گفته شد بناى توكّل بر نيروى ايمان به اين امور است ، همچنين ديگر مقامات دين اعمّ از احوال و اعمال هر كدام بر اصولى از ايمان استوار مىباشند . خلاصه آن كه توكّل مقامى مفهوم است ، ليكن مستلزم قوّت قلب و نيروى يقين است .
اگر بگويى : آيا دارويى وجود دارد كه در انصراف دل از گرايش به اسباب ظاهرى و حسن ظنّ به خداوند در فراهم كردن اسباب پنهانى سودمند باشد ؟
پاسخ اين كه : آرى وجود دارد و آن اين است كه بدانى بدگمانى از تلقينات شيطان و حسن ظنّ تلقين خداوند است و او فرموده است :
الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا
. « 17 » انسان بنا به طبيعت خود شيفتهء شنيدن هشدارهاى شيطان است ، از اين رو گفتهاند : مشفق به بدگمانى حريص است ؛ و هرگاه ترس و ضعف دل و مشاهدهء كسانى كه بر اسباب ظاهرى تكيه دارند و به آن ترغيب مىكنند بر آن افزوده شود سوء ظنّ غلبه مىيابد و توكّل بكلّى زايل مىشود ، بلكه روزى را از سببهاى پنهانى
هامش
( 17 ) بقره / 268 : شيطان شما را ( به هنگام انفاق ) وعدهء فقر و تهيدستى مىدهد و به فحشا و ( كارهاى زشت ) دعوت مىكند ، ليكن خداوند به شما وعدهء آمرزش و فزونى مىدهد .