كسى كه غرض او رفق و طلب ثواب باشد براى او رواست كه بر اساس حسن ظنّ به خدا نه روى اعتماد به حكّام ستمكار وام گيرد ، اگر خداوند از حلال روزى او كند وام خود را مىپردازد و چنانچه پيش از اداى آن بميرد خداوند آن را ادا و طلبكاران او را راضى خواهد كرد . ليكن اين امر مشروط به آن است كه حالش در نزد وام دهنده معلوم باشد و نبايد با او خدعه كند و او را با وعده بفريبد بلكه بايد وضع خود را براى او روشن سازد تا با آگاهى و بينش به وام دادن وى اقدام كند . واجب است وام چنين كسى از بيت المال يا از محلّ زكات پرداخت شود . خداوند فرموده است :
وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ
. « 69 » گفته شده : معناى آن اين است كه يكى از دو جامهاش را بفروشد . و نيز گفتهاند : به آبروى خود وام گيرد ، و اين همان چيزى است كه خدا به او داده است .
يكى از آنان گفته است : خداوند را بندگانى است كه به اندازهء امكانات خود انفاق مىكنند ، و بندگانى است كه به اندازهء حسن ظنّ آنها به خدا خرج مىكنند . يكى از آنان به هنگام مرگ وصيّت كرد كه اموالش به سه گروه داده شود : اقويا ، اسخيا و اغنياء . گفتند :
اينها كيانند ؟ گفت : اقويا كسانى هستند كه بر خدا توكّل كردهاند ؛ اسخياء آنهايى هستند كه به خداوند گمان نيك دارند و اغنيا آنانى هستند كه از غير خدا بريدهاند .
اكنون هر گاه اين شرايط را در خود و در مال و در دهنده بيابد آنچه مىدهند بگيرد ، و بايد آنچه را مىگيرد از خداوند بداند نه از دهنده ، زيرا دهنده واسطهاى است كه براى اين بخشش مسخّر و گمارده شده و به حكم انگيزهها و مقاصد و اعتقاداتى كه بر او چيره كردهاند به اين عمل مضطرّ و ناگزير شده است .
موسى ( ع ) عرض كرد : پروردگارا ! اين چنين روزى مرا در دست بنى اسرائيل قرار دادهاى كه مرا يك روز اين چاشت مىدهد ، و شبى آن شام . خداوند به او وحى فرمود :
من با دوستانم همين گونه رفتار مىكنم . روزى آنها را بر دست بندگان بطّال و بيكارهام جارى مىكنم تا به آن اجر برند . بنابراين دهنده را بايد مأمورى مسخّر و مأجور دانست .
حرمت خواهش بدون ضرورت و آداب فقير مضطر
( 1 ) بدان دربارهء سؤال و خواهش ، نهى زياد و تهديد بسيار وارد شده ، و نيز اخبارى كه دلالت بر رخصت دارد وارد است . حقيقت اين است كه سؤال در اصل حرام است و تنها
هامش
( 69 ) طلاق / 7 : و آنها كه تنگدستاند از آنچه خدا به آنها داده انفاق كنند .