و استغن عن كلّ ذى قربى و ذي رحم * إنّ الغنىّ من استغنى عن النّاس « 43 »
و نيز گفته شده است :
يا جامعا مانعا و الدّهر يرمقه * مقدّرا أىّ باب منه يغلقه « 44 »
مفكّرا كيف تأتيه منيته * أغاديا أم بها يسري فتطرقه « 45 »
جمعت مالا ففكّر هل جمعت له * يا جامع المال أيّاما تفرّقه « 46 »
المال عندك مخزون لوارثه * ما المال مالك إلّا يوم تنفقه « 47 »
أرفه ببال فتى يغدو على ثقة * إنّ الّذى قسّم الارزاق يرزقه « 48 »
فالعرض منه مصون ما يدنّسه * و الوجه منه جديد ليس يخلقه « 49 »
إنّ القناعة من يحلل بساحتها * لم يلق في ظلّها همّا يؤرّقه « 50 »
فضيلت فقر بر توانگرى
( 1 ) مىگويم : غزّالى در بيان فضيلت فقر بر توانگرى نخست به ذكر سخنانى كه در اين باره گفته شده و شرح اختلاف و دلايل آنها پرداخته و سخن را به درازا كشانيده كه چون در نقل آنها فايدهاى نيست از آنها صرفنظر مىكنيم . سپس مىگويد : حقيقت مطلب همان است كه ما آن را در كتاب صبر ذكر كردهايم و آن اين است : هر چيزى كه ذات آن مراد نيست بلكه به خاطر غير آن خواسته مىشود بايد با همان چيزى كه مراد
هامش
( 43 ) اى گرد آورنده و بازدارنده كه روزگار به او مىنگرد - در حالى كه اندازهگيرى مىكند كه كدام در را از آن ببندد .
( 44 ) اى گرد آورنده و بازدارنده كه روزگار به او مىنگرد - در حالى كه اندازهگيرى مىكند كه كدام در را از آن ببندد .
( 45 ) مىانديشد كه مرگش چگونه فرا مىرسد - بامداد يا شبانگاه در خانهاش را خواهد كوفت .
( 46 ) مالى گرد آوردهاى بينديش كه آنها را - اى گردآورنده مال براى روزهايى جمع كردهاى كه آنها را در آن مىپراكنى .
( 47 ) مالى كه نزد توست اندوخته براى وارث است - مال از آن تو نيست جز روزى كه آن را انفاق كنى .
( 48 ) چقدر آسوده دل است جوانمردى كه مطمئنّ است - قسمت كنندهء روزى روزى او را مىدهد .
( 49 ) پس آبروى او محفوظ است و چيزى آن را آلوده نمىكند - و چهرهء او تازه است و كهنه و فرسوده نيست .
( 50 ) هر كس در ساحت قناعت فرود آيد - در سايهء آن غمى نمىبيند كه او را بىخواب گرداند .