موسى ( ع ) به مردى كه بر روى خاك خفته ، و خشتى در زير سرش گذاشته ، و صورت و ريشش در خاك فرو رفته و گليمى بر خود پيچانده بود گذر كرد . عرضه داشت پروردگارا ! اين بندهء تو در دنيا تباه است ، خداوند به او وحى فرمود : اى موسى ! آيا نمىدانى كه هر گاه من با تمام وجه به بندهام نظر كنم همهء دنيا را از او باز مىگيرم .
ابى رافع گفته است : مهمانى بر پيامبر ( ص ) وارد شد و در نزد آن حضرت چيزى نبود كه بدان پذيرايى شود . مرا به نزد مردى از يهوديان خيبر فرستاد و فرمود : « به او بگو :
محمّد به تو مىگويد : مقدارى آرد به من به فروش يا آن را تا هلال ماه رجب به من وام ده . » ابى رافع مىگويد : نزد يهودى آمدم و او گفت : جز با گروى آرد نمىدهم . پيامبر خدا ( ص ) را از پاسخ او آگاه كردم ، فرمود : « بدان به خدا سوگند من در ميان اهل آسمانها و زمين امينم . اگر او آرد را به من مىفروخت يا وام مىداد من آن را ادا مىكردم ، اين زره مرا ببر و نزد او گرو بگذار » . چون از نزد آن حضرت بيرون آمدم اين آيه در تسلّى خاطر او نازل شد :
وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا . . .
« 18 » پيامبر ( ص ) فرمود : « فقر براى مؤمنان زينت بخشتر از افسار خوب بر رخسار اسب است . » « 19 » و نيز فرمود : « هر كس بامداد كند در حالى كه در دل ايمن و در تن سلامت و خوراك روز خود را آماده داشته باشد مانند اين است كه همهء دنيا را به دست آورده است . » « 20 » و نيز فرموده است : « فقر تحفهء مؤمن در دنياست » . « 21 » عيسى ( ع ) گفته است : توانگر به سختى وارد بهشت مىشود .
و در خبرى از اهل بيت ( ع ) آمده كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « هر گاه خداوند بندهاى را دوست بدارد او را مبتلا مىگرداند ، و اگر به طور كامل او را دوست بدارد براى او اهل و مالى باقى نمىگذارد . » « 22 »
هامش
( 18 ) طبرانى به سند ضعيف .
( 19 ) الكبير طبرانى از حديث شدّاد بن اويس و سعيد بن مسعود به سند ضعيف ، الجامع الصّغير ، كافى كلينى به سند حسن چنان كه پيش از اين ذكر شده است .
( 20 ) ابن ماجه و جز او چنان كه پيش از اين گذشت .
( 21 ) مسند الفردوس ديلمى از حديث معاذ ؛ الجامع الصغير .
( 22 ) طبرانى از حديث ابى عتبته الخولانى ( المغنى ) .