ابن عبّاس گفته است راسخان در علم به علومى اختصاص دارند كه فهم مردم توان تحمّل آنها را ندارد ، و هنگامى كه آيهء :
يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ
را تلاوت كرد گفت : اگر آنچه را از معناى اين آيه مىدانم بگويم مرا سنگباران مىكنيد ، و در عبارت ديگر آمده است :
مىگوييد او كافر است .
ما در اين باره به همين مقدار بسنده مىكنيم ، چه زمام سخن از كف بيرون رفت و با علم معامله چيزهايى آميخته شد كه از آن نبود .
ركن دوّم - چيزى كه بايد بر آن شكر كرد و آن نعمت است
( 1 ) ما بايد در اين ركن حقيقت نعمت و اقسام و درجات آن و اصناف نعمتهايى را كه اختصاص و تعميم دارد ذكر كنيم ، زيرا شمارش نعمتهاى خداوند بر بندگانش بيرون از توان بشر است چنان كه فرموده است :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
. « 1 » از اين رو نخست امورى مكّى را كه در شناخت نعمتهاى الهى به منزلهء قانون است بيان مىكنيم و سپس به ذكر اقسام نعمتها مىپردازيم .
بيان حقيقت نعمت و اقسام آن
( 2 ) بدان هر خوبى و سعادت و لذّت بلكه هر مطلوب و مؤثّرى نعمت گفته مىشود . ليكن نعمت حقيقى سعادت آخرت است و آنچه غير از آن است يا به غلط و يا بر سبيل مجاز سعادت خوانده مىشود ؛ چنان كه سعادت دنيويى را كه به كار آخرت هيچ كمكى نمىكند نيز نعمت مىنامند و اين غلط محض است . گاهى اطلاق نام نعمت بر چيزى در دست است ليكن درستتر از آن است كه اين نام بر سعادت اخروى اطلاق شود ؛ از اين رو هر سببى كه انسان را به سعادت آخرت رساند و به اين مقصود با يك واسطه يا چند واسطه كمك كند ناميدن آن به نعمت درست است ، چه آن انسان را به نعمت حقيقى مىرساند . ما اسبابى را كه در اين راه يارى دهنده است و لذّاتى را كه نعمت ناميده شدهاند تقسيمبندى و در زير ذكر مىكنيم :
هامش
( 1 ) ابراهيم / 34 : و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد هرگز آنها را شمارش نخواهيد كرد .